وتندرستى بيمارى زائيده شود ، يا اين كه مغرور بصحّت بدن نبايد شد وبسبب اعتماد بر آن تأخير در مهمّات نبايد كرد ناگاه از صحّت بدن بيماريى متوّلد شود كه مانع از آنها گردد .
9270
من مطاوعة الشّهوة تصاعف الآثام .
از موافقت ومتابعت خواهش است تضاعف گناهان ، « تضاعف » بمعنى دو چندان گشتن است ، وظاهر اينست كه مراد در اينجا مطلق زياد شدن وبالا رفتن باشد واين كه بسيارى از گناهان از متابعت خواهش وهوا وهوس ناشى شود .
9271
من الشّقاء احتقاب الحرام .
از بدبختيست ذخيرة كردن حرام ، يعنى اين كه مال حرامى را كسب كند وصرف نكند وذخيرة كند وآخرت خود را بآن تباه كند ودر دنيا بهره از آن نبرد .
9272
من أفحش الظّلم ظلم الكرام .
از فاحشترين ستم ستم كريمانست ، « فاحش » بدى را گويند كه از حدّ گذشته باشد در بدى ، ومراد اينست كه از بدترين ستمها ستم كريمانست يعنى ستمى كه كسى بر ايشان كند ومراد به « كريمان » چنانكه مكرّر مذكور شد مردم بلند مرتبه است ، يا أهل جود وسخاوت ، وممكن است كه مراد ستمى باشد كه ايشان كنند بر ديگرى ، باعتبار اين كه ستم از ايشان زشتتر وقبيحتر باشد از ستم ديگران .
9273
من الفساد إضاعة الزّاد .
از فسادست ضايع كردن توشه ، يعنى از جمله فساد وتباهى حال بلكه عمدة آن ضايع كردن توشه آخرتست وگذاشتن آن واهمال در آن .
9274
من الشّقاء افساد المعاد .
از بدبختيست فاسد كردن معاد ، يعنى روز بازگشت خود را ، وچون أكثر مردم خصوصا در آن زمان بدبختى را همين فساد حال دنياي كسى مىدانستند ،