نباشد ناقص وناتمام باشد هر چند أصل آن از براي حق تعالى باشد واهتمامى بآن غرض ديگر نباشد .
9259
من أقبح الغدر إذاعة السّرّ .
از زشتترين بيوفائيست فاش كردن سرّ ، يعنى فاش كردن سرّ كسى بيوفائيست با أو از زشتترين بيوفائيها .
9260
من أعظم المكر تحسين الشّرّ .
از بزرگترين مكر تحسين كردن شرّست يعنى تحسين كردن شرّ وبديى كه كسى بكند مكريست با أو از بزرگترين مكرها .
9261
من مأمنه يؤتى الحذر .
از مأمن خودش آمده مىشود بسيار حذر كننده ، مراد اينست كه حذر كردن بسيار سودى ندارد واعتماد بر آن نتوان كرد ، بسيار مىشود كه چنين كسى در مأمن ومحلّ امنيّت خودش آمده مىشود يعنى بلائي يا هلاكتى مىآيد أو را ، وممكن است كه « يؤتى » بمعنى « آمده مىشود » نباشد بلكه بمعنى « هلاك گردانيده مىشود » باشد ، وحاصل هر دو يكيست ، پس بايد كه اعتماد وتوكّل بر حفظ ونگهدارى حق تعالى باشد هر چند قدرى از حذر نيز بايد چنانكه از اخبار ديگر ظاهر مىشود .
9262
من أفضل الايمان الرّضا بما يأتي به القدر .
از افزونترين ايمان راضى شدنست به آن چه بياورد آن را قدر ، يعنى به آن چه تقدير وحكم حق تعالى بآن جارى شده باشد از براي أو ، خواه تنگى روزى باشد وخواه فراخى آن ، وخواه بيمارى باشد وخواه صحّت ، وهمچنين در نظاير آن .
9263
من الحزم قوّة العزم .
از دور انديشيست قوّت عزم ، يعنى اين كه عزم هر كار كه كسى كند عزم أو