تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
بمعنى طلب سزاوار ومراد در اينجا احتياط است در هر باب وطلب آنچه لايق وسزاوار باشد در آن باب ، ومراد به « خالص بودن نيت در امانت وسوگند » اينست كه راه خيانت در امانت بخود ندهد ، وهمچنين راه مخالفت وحنث « 1 » سوگندى كه بخورد بر كردن كارى يا نكردن آن .

7394

ليكن مرجعك إلى الحقّ ، فمن فارق الحقّ هلك . بايد كه بوده باشد رجوع تو بسوى حقّ ، پس هر كه جدا شود از حقّ هلاك گردد .

7395

ليكن مركبك العدل ، فمن ركبه ملك . بايد كه بوده باشد مركب تو عدل ، پس هر كه سوار شود آنرا مالك گردد . مراد به « سوارشدن بر عدل » بلند شدن بر آن وقرار گرفتن بر آنست در سلوك با مردم ، و « مالك شود » ، يعنى سعادت ونيكبختى را .

7396

ليصدق تحرّيك في الشبهات فانّ من وقع فيها ارتبك . بايد كه بوده باشد راست تحرّى تو در شبهه‌ها ، پس بدرستى كه هر كه بيفتد در آنها در گل فرو رود . مراد به « تحرّى در شبهه‌ها » يعنى در أموري كه شبههء حرمتي در آنها باشد احتياط در آنهاست وطلب آنچه لايق وسزاوار باشد وشبههء در آن نباشد .

7397

لتكن شيمتك الوقار فمن كثر خرقه استرذل . بايد كه بوده باشد خوى تو وقار ، پس كسى كه بسيار شود درشتى أو خسيس وزبون شمرده شود . مراد به « وقار » اينست كه با آرام باشد واز جابر نيايد ببدخوئى
هامش
( 1 ) در أقرب الموارد گفته : « حنث الرّجل ( كعلم ) في يمينه حنثا بالكسر لم يف بموجبها فهو حانث » پس « حنث » شكستن سوگند ورفتار بخلاف قسم ميباشد .