على نفسك .
بايد كه بوده باشد بر گزيدهترين مردم نزد تو كسى كه هديّه بياورد بسوى تو عيب ترا ، ويارى كند ترا بر نفس تو . مراد به « هديّه آوردن عيب أو بسوى أو » اينست كه اظهار كند آنرا باو تا اين كه زايل كند آنرا از خود ، چه اين بمنزلهء هديّه وتحفهايست كه از براي أو بياورد ، وبه « يارى كردن بر نفس أو » اين كه يارى كند أو را بر جهاد بر نفس وغلبه بر آن .
7374
ليكن احبّ النّاس إليك من هداك إلى مراشدك وكشف لك عن معايبك .
بايد كه بوده باشد دوست داشته شدهترين مردم بسوى تو كسى كه راه نمايد ترا بجايگاى رشد تو ، وبردارد از براي تو پرده از عيبهاى تو . مراد به « جايگاههاى رشد » راه يافتن بصواب است .
7375
ليكن احظى النّاس عندك اعملهم بالرّفق .
بايد كه بوده باشد بهرهورترين مردم نزد تو عمل كنندهترين ايشان بنرمى ، يعنى بنرمى كردن با مردم در سلوك ومعاملات .
7376
ليكن أوثق النّاس لديك انطقهم بالصّدق .
بايد كه بوده باشد معتمدترين مردم نزد تو گوياترين ايشان براستى .
7377
ليكن احبّ النّاس إليك واحظاهم لديك أكثرهم سعيا في منافع النّاس .
بايد كه بوده باشد دوست داشته شدهترين مردم بسوى تو وبهرهورترين ايشان نزد تو بيشترين ايشان بحسب سعى در منفعتهاى مردم .