تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
آورد ، ودر مكروهات نيز ترغيب ورغبت در ترك مطلق آنها بايد وهمچنين ترك أكثر آنها را ، وامّا ترك همهء آنها پس اگر چه مقدور مىنمايد امّا از براي غير نفوس قدسيّه خالى از اشكالى نيست ، ومراد به « حدّهاى خدا » يا حدوديست كه از براي بعضي محرّمات قرار داده مثل زنا وشراب وأمثال آنها ، ومراد به « محافظت بر آنها » أقامت آنهاست بر كسى كه مستحقّ آنها شود ، وبا مراد هر حدّ واندازه است كه از براي هر عبادت وهر چيز قرار داده ، ومراد به « محافظت آنها » رعايت آنهاست وتجاوز نكردن از آنها نه بتفريط ونه بافراط ، واوّل ظاهرترست ، وبنا بر آن مخصوص خواهد بود بكسى كه أقامت حدود تواند كرد كه آن امام باشد يا نايب خاصّ أو ويا نايب عامّ كه مجتهد باشد بنا بر مشهور هرگاه متمكّن باشد از آن .

9077

من سمحت « 1 » نفسه بالعطاء استعبد أبناء الدّنيا . هر كه جود كند نفس أو بعطا بنده گرداند أبناى دنيا را ، چنانكه مشهورست كه : مردمان بندگان احسانند .

9078

من لم تنفعك حياته فعدّه في الموتى . هر كه نفع نرساند بتو زندگى أو پس بشمار أو را در مردگان ، يعنى دوستى ومصاحبت با أو مكن وأو را مرده انكار كن ، وپوشيده نيست كه اين در غير مؤمني است كه دوستى ومصاحبت با أو در راه خدا باشد زيرا كه أجر وثوابي كه بر دوستى ومصاحبت با أو مترتّب مىشود كافيست در نفع أو هر چند نفع ديگر از أو باو نرسد .

9079

من لم يحتمل زلل الصّديق مات وحيدا . هر كه بر ندارد وتحمّل نكند لغزشهاى دوست را بميرد تنها ، غرض ترغيب
هامش
( 1 ) در أقرب الموارد گفته : « سمح بكذا ( كمنع ) سماحا جاد ، وله بالشئ سماحة أعطاه إياه ، والعود لان » .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 441 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)