8504
من أمسك عن فضول المقال شهدت بعقله الرّجال .
هر كه باز ايستد از زيادتيهاى سخن گواهى دهند بعقل أو مردان .
8505
من جالس الجهّال فليستعدّ للقيل والقال .
هر كه همنشينى كند با نادانان پس بايد كه آماده باشد از براي قيل وقال ، « قيل وقال » هر يك بمعنى سخن گفتن است وشايع شده استعمال « قيل وقال » در سخنان پوچ بىفائده .
8506
من أكثر من ذكر الموت نجا من خداع الدّنيا .
هر كه بسيار كند ياد مرگ را رستگارى يابد از مكر دنيا .
8507
من رغب في نعيم الآخرة قنع بيسير الدّنيا .
هر كه رغبت كند در نعمت آخرت قانع شود باندك دنيا .
8508
من أغبن ممّن باع البقاء بالفناء ؟ ! .
كيست غبندارتر از آنكه بفروشد بقا را بفنا ، استفهام از براي انكارست ، يعنى نيست كسى غبندارتر از آنكه بفروشد « بقاء » را يعنى باقي پاينده را كه آخرت باشد به « فناء » يعنى بچيز فانى شوندهء زايل كه دنيا باشد ، و « غبن » چنانكه مكرّر مذكور شد اينست كه كسى بفروشد چيزى را بكمتر از قيمت آن بكمى فاحش يا بخرد بزياد از قيمت آن بزيادتى فاحش .
8509
من أخسر ممّن تعوّض عن الآخرة بالدّنيا ؟ !
كيست زيانكارتر از آنكه بعوض بگيرد از آخرت دنيا را ، اين هم مضمون فقرهء سابقست .
8510
من منّ بمعروفه أسقط شكره .