هر كه طلب كند چيزى را مىرسد بآن يا بپارهء از آن ، غرض ترغيب در سعى وطلب است در مطالب ضروريّه واين كه هر چند مشكل نمايد ترك سعى در آن نبايد كرد كه هر كه طلب كند چيزى را وسعى كند در آن مىرسد بآن يا بپارهء از آن ، وهر يك كه بشود به از آنست كه بالكليّه آنرا واگذارد .
8491
من رضى عن نفسه كثر السّاخط عليه .
هر كه خشنود باشد از خود بسيار باشد خشمناك بر أو ، زيرا كه خشنودى از خود عجب وخودبينى است كه خدا وخلق را از آن خشم آيد .
8492
من بذل معروفه كثر الرّاغب اليه .
هر كه بذل كند احسان خود را بسيار شود رغبت كننده بسوى أو ، مراد راه نمودن جمعيست كه رغبت نمودن مردم را بسوى خود خواهند باين كه راه آن بذل عطاست واحسان .
8493
من حسن خلقه سهلت له طرقه « 1 » .
هر كه نيكو باشد خلق أو هموار باشد طرق أو ، يعنى راههاى أو يعنى راههاى معاش وزندگانى أو سخت ودشوار نباشد .
8494
من شكر المعروف فقد قضى حقّه .
هر كه شكر كرده احسان را پس بتحقيق كه بجا آورده حقّ آن را .
8495
من حسن كلامه كان النّجح أمامه .
هر كه نيكو باشد كلام أو بوده باشد فيروزى پيش روى أو .
8496
من ساء كلامه كثر ملامه .
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) كلمهء « طرقه » را كه جمع طريق است وبضمّ ( راء ) است بجهت موازنه با « خلقه » ( بسكون لام ) بسكون راء خوانده است وبهتر قرائت آن مطابق متن است كه موافق با نصّ لغت است وقرائت « خلقه » است بضمّ لام كه لغتى است فصيح ومنصوص عليه .