تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
ظهور حماقت وبىعقلى أو ، وممكن است كه مراد اين باشد كه هر كه طلب عزّت كند بغير حقّى يعنى از راه باطلى مثل أعانت حاكم ظالم يا موافقت با حاكم فاسق در فسقى از براي مصاحبت با أو ومانند اينها ، أو عزيز نشود بلكه اگر چند روزى بحسب ظاهر عزّتى يابد عاقبت خوار وخفيف گردد .

8501

من يطلب الهداية من غير أهلها يضلّ « 1 » . هر كه طلب ميكند راهنمايى را از غير أهل آن گمراه مىشود ، مراد اينست كه امام وراهنمايى كه كسى فرا گيرد بلكه أستاذ ومعلّم نيز بايد كه از أهل آن باشد واگر نه گمراه مىشود .

8502

من تفكّر في آلاء اللَّه وفّق . هر كه تفكّر كند در نعمتهاى خدا توفيق داده شود ، يعنى حقّ تعالى أو را توفيق راه حقّ وأطاعت وفرمانبردارى دهد .

8503

من تفكّر في ذات اللَّه تزندق . هر كه تفكّر كند در ذات خدا زنديق گردد ، « زنديق » كسى را گويند كه انكار وجود حقّ تعالى كند كه در مشهور أو را « ملحد » مىگويند وبعضي گفته‌اند كه : أصل آن « زندى » بوده كه عربان تغيير داده‌اند چنانكه متعارف ايشانست وزنديق كرده‌اند و « زندى » يعنى منسوب به « زند » كه آن كتابي بوده ميانهء مجوس منسوب به « زرادشت » وبعضي گفته‌اند كه أصل آن « زن دين » بوده يعنى ضعيف دين مانند زن كه دين أو ضعيف ميباشد واينست فقرهء كه قبل از اين مذكور شد كه دلالت بر اين ميكند كه تفكّر در كنه ذات حقّ تعالى سبب الحاد بمعنى مشهور مىشود ونسبت اين فقرهء بآن حضرت صلوات اللّه وسلامه عليه هر چند معلوم نيست امّا در أصل منع از آن شرعا ولغو وعبث بودن آن عقلا شبهه نيست .
هامش
( 1 ) در أقرب الموارد گفته : « ضلّ الرّجل ( كضرب وعلم ) ضدّ اهتدى اى جار عن دين أو حقّ أو طريق ( تا آخر گفتار أو ) » .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 308 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)