در آخرت ، يا اين كه هر كه آنرا كم كند البتة اين را زياد كند باعتبار اين كه أو را فرصت اين باشد وحقّ تعالى أعانت أو كند ، بخلاف كسى كه حريص بر دنيا باشد كه نه فرصت طلب زياد آخرت داشته باشد ونه أعانت حقّ تعالى با أو باشد .
8253
من استكثر من الدّنيا استكثر ممّا يوبقه .
هر كه بسيار طلب كند از دنيا بسيار طلب كند از آنچه هلاك گرداند أو را .
8254
من توكّل على اللَّه غنى عن عباده .
هر كه توكّل كند بر خدا بىنياز گردد از بندگان أو .
8255
من أخلص للَّه استظهر لمعاشه ومعاده .
هر كه خالص گرداند اعمال خود را از براي خدا قوى پشت گردد از براي معاش ومعاد خود ، يعنى زندگانى در دنيا وروز بازگشت خود .
8256
من أيقن بالآخرة لم يحرص « 1 » على الدّنيا .
هر كه يقين كند بآخرت حريص نباشد بر دنيا .
8257
من صدّق بالمجازاة لم يؤثر غير الحسنى .
هر كه تصديق كند بمجازات اختيار نكند غير نيكوئى را ، مراد به « مجازات » جزادادن حقّ تعالى است اعمال را ، نيكى را بنيكى وبدى را ببدى .
8258
من رأى الموت بعين يقينه رآه قريبا .
هر كه ببيند مرگ را بچشم يقين خود ببيند آن را نزديك ، زيرا كه كسى كه
هامش
( 1 ) در أقرب الموارد گفته : « حرص عليه كضرب ( وحرص كعلم لغة رديئة ) اشتدّ شرهه اليه ورغبته فيه ، وأمّا قول أبى ذؤيب : فلقد حرصت بان أدافع عنهم ، فلانه بمعنى هممت » در منتهى الإرب گفته : « حرص عليه ( كضرب وسمع ) وحرصا ( بكسر حاء وسكون راء ) آزمند شد » .