بر نفس » قوىبودن بر داشتن اوست بر طاعات ومنع از معاصي .
8224
من صبر على شهوته تناهى في المروّة .
هر كه صبر كند بر خواهش خود بنهايت رسيده باشد در مروّت ، يعنى آدميّت ، ومراد به « صبر بر خواهش خود » اينست كه خلاف آن كند وتعب وزحمت آن را بر خود گذارد .
8225
من آثر على نفسه بالغ في المروّة .
هر كه اختيار كند بر نفس خود بكمال رسيده در مروّت ، مراد به « اختيار بر نفس خود » اينست كه غيرى را بر خود اختيار كند وچيزى را كه أو محتاج باشد بآن .
باو بدهد با وجود احتياج خود بآن ، يا اين كه اختيار كند مخالفت أو را بر فرمانبردارى أو .
8226
من كمل عقله استهان بالشّهوات .
هر كه كامل باشد عقل أو خوار شمارد خواهشها را .
8227
من صدّق ورعه اجتنب المحرّمات .
هر كه تصديق كند پرهيزگارى خود را دورى كند از محرّمات ، مراد به « تصديق پرهيزگارى » اينست كه آن را راست گرداند ، وممكن است كه « صدّق » بىتشديد و « ورعه » بضمّ عين خوانده شود وترجمه اين باشد كه : هر كه راست باشد پرهيزگارى أو .
8228
من استعان بالضّعيف أبان عن ضعفه .
هر كه يارى بجويد از ضعيف ظاهر كند ضعف خود را ، مراد اينست كه اگر كسى محتاج شود بيارى جستن از كسى بايد كه يارى بجويد از كسى كه قوى باشد كه در نظر مردم ضعف أو پرظاهر نشود كه اگر يارى بجويد از ضعيف كمال ضعف أو بر مردم ظاهر مىشود .