كه رو دهد بقهر فرو خورد تا بتدريج اين معنى در أو راسخ شود وملكهء أو گردد وبمرتبهء رسد كه فرو خوردن خشم بر أو گوارا گردد كه آن حقيقت حلم وبردباريست .
8184
من لم يتعلّم لم يعلم .
هر كه تعليم نگيرد عالم نگردد ، يعنى عالم شدن بي اين نمىشود كه در ابتدأ تعليم گرفته شود از ديگران ، وبزور فكر خود عالم نمىتوان شد ومراد به « تعليم گرفتن » اعمّ از تعليم گرفتن از وحى والهام است ، پس حكم شامل أنبيا وأئمة عليهم السلام نيز باشد .
8185
من لم يملك لسانه يندم .
هر كه مالك نباشد زبان خود را پشيمان گردد .
8186
من لم يرحم لم يرحم .
هر كه رحم نكند رحم كرده نشود .
8187
من لم يرتدع يجهل .
هر كه باز نايستد ، يعنى از معاصي ، جاهل باشد ، يعنى در حقيقت جاهل ونادان باشد ، واگر عالم باشد علم أو در حقيقت علم نباشد ، بلكه داخل جهل باشد ، علم آنست كه با عمل باشد .
8188
من لم يتفضّل لم ينبل .
هر كه تفضل وعطا نكند نجيب نباشد ، يا با فطنت وذكا نباشد .
8189
من سلا عن المسلوب كان لم يسلب .
هر كه فراموش كند آنچه را برده شود از أو بمنزلهء اينست كه برده نشده از أو ، مراد اينست كه هرگاه مال كسى را بزور ببرند بايد كه فراموش كند آنرا ،