تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
كه بإزاء آن اجر وثواب اخروى باشد واز براي خود عذاب وعقاب اخروى خالص باشد اگر ضرر دنيوي هم با آن نباشد وظاهرست كه در حقيقت اين ستم است نه آن .

8179

من خالف هواه أطاع العلم . هر كه مخالفت كند خواهش خود را پيروى كرده علم ودانائى را .

8180

من عصى غضبه أطاع الحلم . هر كه نافرمانى كند خشم خود را فرمان برده حلم وبردبارى را .

8181

من رضى بقسمه لم يسخطه « 1 » أحد . هر كه راضى باشد بنصيب خود ناخوش نمىدارد أو را كسى ، بلكه محبوب همه كس باشد ، وممكن است كه « يسخطه » بضمّ ياء وكسر خاء خوانده شود از باب افعال ، وترجمه اين باشد كه : غضبناك نمىگرداند أو را كسى ، يا باعتبار اين كه كسى با أو بدى نكند كه غضبناك گرداند أو را ، ويا باعتبار اين كه هر كسى بدى كند با أو صبر كند ومزد آن را از خدا خواهد .

8182

من رضى بحاله لم يعتوره الحسد . هر كه راضى باشد بحال خود بنوبت فرا نمىگيرد أو را رشك ، يعنى پياپى بر شك وحسد مردم گرفتار نخواهد شد ، زيرا كه رشك وحسد كسى بر كسى از براي اينست كه چرا أو چنان باشد ومن نباشم ، هرگاه بحال خود راضى وخشنود باشد ديگر رشك بر كسى نبرد .

8183

من لم يتحلّم لم يحلم . هر كه ندارد خود را بر بردبارى بردبار نشود ، مراد اينست كه كسى حليم وبردبار نشود مگر باين كه در ابتدأ چندى خود را بزور بر آن دارد وخشم وغضبى
هامش
( 1 ) در أقرب الموارد گفته : « سخطه وعليه ( كعلم ) سخطا غضب ولم يرض » .