كه بإزاء آن اجر وثواب اخروى باشد واز براي خود عذاب وعقاب اخروى خالص باشد اگر ضرر دنيوي هم با آن نباشد وظاهرست كه در حقيقت اين ستم است نه آن .
8179
من خالف هواه أطاع العلم .
هر كه مخالفت كند خواهش خود را پيروى كرده علم ودانائى را .
8180
من عصى غضبه أطاع الحلم .
هر كه نافرمانى كند خشم خود را فرمان برده حلم وبردبارى را .
8181
من رضى بقسمه لم يسخطه « 1 » أحد .
هر كه راضى باشد بنصيب خود ناخوش نمىدارد أو را كسى ، بلكه محبوب همه كس باشد ، وممكن است كه « يسخطه » بضمّ ياء وكسر خاء خوانده شود از باب افعال ، وترجمه اين باشد كه : غضبناك نمىگرداند أو را كسى ، يا باعتبار اين كه كسى با أو بدى نكند كه غضبناك گرداند أو را ، ويا باعتبار اين كه هر كسى بدى كند با أو صبر كند ومزد آن را از خدا خواهد .
8182
من رضى بحاله لم يعتوره الحسد .
هر كه راضى باشد بحال خود بنوبت فرا نمىگيرد أو را رشك ، يعنى پياپى بر شك وحسد مردم گرفتار نخواهد شد ، زيرا كه رشك وحسد كسى بر كسى از براي اينست كه چرا أو چنان باشد ومن نباشم ، هرگاه بحال خود راضى وخشنود باشد ديگر رشك بر كسى نبرد .
8183
من لم يتحلّم لم يحلم .
هر كه ندارد خود را بر بردبارى بردبار نشود ، مراد اينست كه كسى حليم وبردبار نشود مگر باين كه در ابتدأ چندى خود را بزور بر آن دارد وخشم وغضبى
هامش
( 1 ) در أقرب الموارد گفته : « سخطه وعليه ( كعلم ) سخطا غضب ولم يرض » .