يعنى صبر كند وانگار كند كه نداشته آنرا ، چه هرگاه چنين كند خواهد بود بمنزلهء كسى كه نبرده باشند چيزى از أو ، يعنى قلق واضطرابى نخواهد داشت وباعث شماتت دشمنان نخواهد شد .
8190
من صبر على النكبة كأن لم ينكب .
هر كه صبر كند بر نكبت يعنى مصيبت ، بمنزلهء اينست كه مصيبت زده نشده ، چنانكه در فقرهء سابق مذكور شد .
8191
من لم ينجه الحقّ أهلكه الباطل .
هر كه نجات ندهد أو را حقّ هلاك گرداند أو را باطل ، ظاهر اينست كه مراد بيان اين باشد كه نجات ورستگارى همين در دين حق باشد ودين باطل البتة هلاك گرداند ، پس كسى كه نجات ندهد أو را دين حق باعتبار اين كه بر دين حق نباشد البتة هلاك گرداند أو را باطل ، زيرا كه هر كه بر حق نباشد بر دين باطل باشد وآن هلاك گرداند أو را .
8192
من لم يهده العلم أضلّه الجهل .
هر كه راه ننمايد أو را علم ودانائى گمراه گرداند أو را جهل وناداني ، ظاهر در اينجا نيز بر قياس فقرهء سابق اينست كه مراد اين باشد كه راهنما بغير علم نباشد وجهل البتة گمراه گرداند پس كسى كه علم راه ننمايد أو را باعتبار اين كه علم نداشته باشد پس البتة جهل أو را گمراه گرداند واحتمالات ديگر نيز در اين دو فقرهء مباركه بخاطر مىرسد نهايت چون خالى از دوريى نيست متعرّض ذكر آنها نمىشود واللّه تعالى يعلم .
8193
من لم يسس نفسه أضاعها .
هر كه سياست نكند نفس خود را ضايع گرداند أو را ، « سياست » چنانكه