7921
من بخل بماله ذلّ .
هر كه بخيلى كند بمال خود خوار شود .
7922
من بخل بدينه جلّ .
هر كه بخيلى كند بدين خود بزرگ شود ، مراد به « بخيلى كردن بدين » آنست كه آن را از براي دنيا از دست ندهد .
7923
من نصحك أشفق عليك .
هر كه نصيحت كند ترا ترسد بر تو ، يعنى از راه شفقت بر تست ، وترس اين كه مبادا زيان وخسرانى بتو برسد ، وغرض اينست كه كسى كه نصيحت تو كند از راه دوستى تو وشفقت بر تست از أو آزرده نبايد شد وأو را آزرده نبايد كرد .
7924
من وعظك أحسن إليك .
هر كه پند گويد ترا احسان كند بسوى تو ، اين هم مضمون فقرهء سابقست .
7925
من استعان بالعقل سدّده .
هر كه يارى جويد از عقل بر راه راست دارد أو را .
7926
من استرشد العلم ارشده .
هر كه طلب راه درست كند از علم بنمايد راه درست را باو .
7927
من لا يعقل يهن ، ومن يهن لا يوقّر .
هر كه عاقل نشود خوار شود ، وهر كه خوار شود تعظيم وتوقير كرده نشود .
7928
من بذل عرضه حقّر .
هر كه بذل كند عرض خود را وآنرا از دست بدهد حقير وكوچك شمرده شود .