7938
من بذل ماله استعبد .
هر كه عطا كند مال خود را بنده كند ، يعنى مردم را مطيع وفرمانبردار وبمنزلهء بندهء خود كند .
7939
من عدل عظم قدره .
هر كه عدالت كند بزرگ شود قدر أو .
7940
من ظلم قصم عمره .
هر كه ستم كند شكسته وكوتاه كرده شود عمر أو .
7941
من لانت كلمته وجبت محبّته .
هر كه نرم باشد سخن أو ثابت شود دوستى أو ، يعنى دوستى مردم أو را .
7942
من ساءت سيرته سرّت منيّته .
هر كه بد باشد سيرت أو يعنى سلوك وطريقهء أو ، مسرور وشادمان گرداند مردم را مرگ أو .
7943
من جارت أقضيته زالت قدرته .
هر كه جور باشد حكمهاى أو زايل شود قدرت أو ، يعنى تمكن وتوانائى أو در حكومت .
7944
من راقب اجله قصّر امله .
هر كه نگهبانى كند اجل خود را كوتاه گرداند اميد خود را ، مراد به « نگهبانى اجل » اينست كه منتظر مرگ باشد واز آن غافل نشود وظاهرست كه چنين كسى اميدهاى دراز از براي خود قرار نمىدهد واز بعضي أحاديث ظاهر مىشود كه اميدهاى دراز گاهى باعث كوتاهى عمر مىشود ، وبنا بر اين ممكن است كه « اجل » در اينجا