هر كه ضايع كند رأى را در گل فرو رود ، مراد ترغيب در سعى در درست كردن رأى وتدبيرست در كارها ، واين كه هر كه چنين نكند ورأى أو ضايع باشد نمىشود كه در زيان وخسران نيفتد وفرو نرود .
7910
من خالف الحزم هلك .
هر كه مخالفت دورانديشى كند هلاك شود ، مراد ترغيب در حزم ودورانديشى است در كارها وتأمّل در عاقبت آنها ، واين كه كسى كه ترك آن كند زود هلاك شود ودر زيان وخسران افتد .
7911
من أعمل الرّأى غنم .
هر كه كار فرمايد رأى وتدبير را در كارها غنيمت برد .
7912
من نظر في العواقب سلم .
هر كه نظر كند در عاقبتها سالم ماند .
7913
من أخذ بالحزم استظهر .
هر كه فرا گيرد دورانديشى را قوى پشت گردد ، اين فقرات همه بيك مضمونند وهر يك را در مقامي فرمودهاند .
7914
من أضاع الحزم تهوّر .
هر كه ضايع كند حزم را تهوّر كند ، « تهوّر » افتادن در مهالك است بىپروا ، ومراد اينست كه تهوّر از دورانديشى نكردن ناشى مىشود .
7915
من عمل بالسّداد ملك .
هر كه عمل كند بطريق درست مالك شود ، يعنى سعادت وفيروزى را .
7916
من كابد الأمور هلك .