تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
هر كه دشمنى كند با حقّ بكشد حقّ أو را ، مراد به « دشمنى با حقّ » اينست كه امر حقّى را ناخوش دارد وخواهد كه زايل وباطل كند آنرا و « بكشد حقّ أو را » يعنى بكشتن معنوي در آن نشأه اگر در اين نشأه نشود .

7890

من تشاغل بالزّمان شغله . هر كه مشغول گردد بروزگار مشغول سازد روزگار أو را ، يعنى همواره مشغول خود سازد وخلاصي نيابد از آن وبهر مطلبي كه سعى كند از براي آن چون برسد مطلب ديگر پيش گيرد وسعى كند از براي آن ، تا يك بار اجل در رسد وتوشهء از براي آخرت خود نداشته باشد پس چارهء خلاصي از آن اينست كه مشغول آن نشود مگر بقدر ضروري .

7891

من تمسّك بنا لحقّ . هر كه دست زند بما ملحقّ شود بما در آن نشأه .

7892

من تخلّف عنّا محقّ . هر كه تخلف كند از ما ، يعنى پس ماند از ما ونيايد در عقب ما ، باطل شود يعنى هلاك شود بهلاكت معنوي .

7893

من اتّبع أمرنا سبق . هر كه پيروى كند فرمان ما را پيشى گيرد ، يعنى بسعادت ونيكبختى يا ببهشت .

7894

من ركب غير سفينتنا غرق . هر كه سوار شود غير كشتى ما را غرق شود ، يعنى غير كشتى متابعت ولأي ما كه كشتى نجاتست .

7895

من تألّف النّاس أحبّوه .