هر كه دشمنى كند با حقّ بكشد حقّ أو را ، مراد به « دشمنى با حقّ » اينست كه امر حقّى را ناخوش دارد وخواهد كه زايل وباطل كند آنرا و « بكشد حقّ أو را » يعنى بكشتن معنوي در آن نشأه اگر در اين نشأه نشود .
7890
من تشاغل بالزّمان شغله .
هر كه مشغول گردد بروزگار مشغول سازد روزگار أو را ، يعنى همواره مشغول خود سازد وخلاصي نيابد از آن وبهر مطلبي كه سعى كند از براي آن چون برسد مطلب ديگر پيش گيرد وسعى كند از براي آن ، تا يك بار اجل در رسد وتوشهء از براي آخرت خود نداشته باشد پس چارهء خلاصي از آن اينست كه مشغول آن نشود مگر بقدر ضروري .
7891
من تمسّك بنا لحقّ .
هر كه دست زند بما ملحقّ شود بما در آن نشأه .
7892
من تخلّف عنّا محقّ .
هر كه تخلف كند از ما ، يعنى پس ماند از ما ونيايد در عقب ما ، باطل شود يعنى هلاك شود بهلاكت معنوي .
7893
من اتّبع أمرنا سبق .
هر كه پيروى كند فرمان ما را پيشى گيرد ، يعنى بسعادت ونيكبختى يا ببهشت .
7894
من ركب غير سفينتنا غرق .
هر كه سوار شود غير كشتى ما را غرق شود ، يعنى غير كشتى متابعت ولأي ما كه كشتى نجاتست .
7895
من تألّف النّاس أحبّوه .