7856
من جهل نفسه اهملها .
هر كه نداند نفس خود را وا مىگذارد آنرا .
7857
من عظّم نفسه حقّر .
هر كه بزرگ شمارد نفس خود را حقير كرده شود ، يعنى حقّ تعالى أو را بجزاى آن عجب وخودبينى حقير وكوچك گرداند ، يا اين كه مردم أو را بسبب اين صفت نكوهيده حقير وكوچك شمارند .
7858
من صان نفسه وقّر .
هر كه حفظ كند نفس خود را توقير كرده شود ، يعنى حفظ كند از مناهى ونافرمانى حقّ تعالى ، و « توقير كرده شود » يعنى مردم تعظيم وتوقير أو كنند ويا حقّ تعالى أو را در نظر ايشان عظيم نمايد .
7859
من عيّر بشئ بلى به .
هر كه سرزنش كند بچيزى مبتلا شود بآن ، غرض منع از سرزنش كردن كسيست بعيبى يا بديى كه در أو باشد واين كه هر كه چنين سرزنشى بكند عاقبت بجزاى آن أو خود مبتلا شود بآن .
7860
من أكثر من شيء عرف به .
هر كه بسيار كند چيزى را معروف مىشود بآن ، يعنى هر كه كارى را بسيار كند منسوب مىشود ميانهء مردم بآن كار ، وأو را بآن مىشناسند وبيكديگر مىشناسانند ، پس آدمي بايد كه رعايت كند كه كارى را كه بسيار كند كار خوبى باشد كه بآن مشهور ومعروف گردد وكار بدى نباشد كه ببدى معروف شود .
7861
من مزح استخفّ به .