7841
من قال بالحقّ صدّق .
هر كه بگويد حقّ را تصديق كرده شود ، يعنى غالب اينست كه كسى كه حقّ گويد از قماش سخن أو مردم راستى أو را مىيابند وتصديق أو ميكنند .
7842
من عامل بالرّفق وفّق .
هر كه معامله كند با مردم بنرمى وهموارى توفيق داده شود ، يعنى حقّ تعالى أو را در هر باب توفيق دهد .
7843
من ندم فقد تاب .
هر كه پشيمان شود پس بتحقيق كه توبه كرده ، « توبه » بمعنى رجوع وبرگشتن از گناه است ومراد اينست كه همين كه كسى پشيمان شده از گناه ، اين قوبه است ، زيرا كه هر كه از چيزى در واقع پشيمان باشد يقين از آن رجوع كرده وبرگشته وديگر قصد كردن آن ندارد وحقيقت توبه همينست .
7844
من تاب فقد أناب .
هر كه توبه كند پس بتحقيق كه انابت كرده « انابت بسوى حقّ تعالى » بمعنى رجوع باوست ، ومراد اينست كه هر كه توبه كند پس انابت نيز كرده زيرا كه كسى كه رجوع كند از گناه وبر گردد از آن بسبب گناه بودن آن ، رجوع وبرگشتن أو از آن باعتبار نافرمانى حقّ تعالى است در آن ، پس رجوع از آن رجوع از نافرمانيست بفرمانبردارى ، واين حقيقت انابت است ، ويا باعتبار اين كه كسى كه توبه كند از گناه وپشيمان شود از آن ، نمىشود كه رجوع بسوى حقّ تعالى نكند از براي عفو آن ودر گذشتن از آن پس انابت نيز كرده .
7845
من عدل نفذ حكمه .
هر كه عدل كند جارى باشد حكم أو .