7846
من ظلم اوبقه ظلمه .
هر كه ظلم كند هلاك كند أو را ظلم أو ، چنانكه مكرّر مذكور شد واين همه تكرار آن بألفاظ مختلف در مجالس متعدّده از براي كمال مبالغه بوده در ذمّ آن ومنع مردم از آن .
7847
من شكر دامت نعمته .
هر كه شكر كند پاينده ماند نعمت أو .
7848
من صبر هانت مصيبته .
هر كه صبر كند سهل گردد مصيبت أو ، زيرا كه تعب وزحمت قلق واضطراب وفرياد وفغان وأمثال آنها با آن نباشد ، وهمچنين شماتت دشمنان وأعداء كه بدترين مصيبتهاست ، وديگر اين كه بىصبرى چنانكه در أحاديث ديگر وارد شده گاه هست كه سبب نزول مصيبت ديگر مىشود بر أو ، وصبر سبب آن نمىشود بلكه سبب رفع آن مىگردد پس اين را نيز سبب سهل گشتن آن مىتوان شمرد .
7849
من كثر كلامه كثر ملامه .
هر كه بسيار شود سخن أو بسيار شود ملامت أو ، يا باعتبار اين كه در كلام بسيار لغزش بسيار شود ، وهر يك سبب سرزنشى وملامتى گردد ، ويا باعتبار اين كه مردم أو را بسبب همان پرگوئى ملامت بسيار كنند .
7850
من كبرت همّته كبر اهتمامه .
هر كه بزرگ باشد همت أو ، يعنى عزم أو بزرگ باشد غمناكى أو ، زيرا كه صاحب همّت وعزم بلند مرتكب شغلها وكارهاى بزرگ شود ، يا سعى كند از براي رسيدن بمرتبهء بلند ، وظاهرست كه غم واندوه هر شغلى بقدر بزرگى آنست ، وهمچنين غم واندوه سعى از براي رسيدن بهر مرتبه باندازهء بلندى آنست ، وغرض از اين تسلى