وسرزنش مردم است باين كه بسيار باشند كه نشستهاند وسعى نمىكنند از براي آنچه ايشان را شاد گرداند از نجات ورستگارى آخرت وفوز بمراتب عاليهء آن . وممكن است كه مراد اين باشد كه بسيار باشند كه نشسته باشند وسعى نكنند از براي چيزى كه ايشان را شاد گرداند در دنيا ، وبا وجود اين آن چيز برسد بايشان ، پس چندان حريص بر سعى نبايد بود واعتماد تمام بر تفضل حق تعالى بايد داشت .
5331
ربّ جامع لمن لا يشكره .
بسا جمع كنندهء از براي كسى كه شكر نكند أو را . مراد سرزنش آنانست كه جمع أموال كنند وصرف نكنند در آنچه بكار ايشان آيد در دنيا يا آخرت ، وبگذارند از براي كسى كه باو برسد بعد از ايشان وأصلا شكر ايشان نكند چه جاى اين كه نفع ديگر بايشان برساند .
5332
ربّ قريب ابعد من بعيد .
بسا نزديكى كه دورتر باشد از دورى ، مثل خويشانى كه صلهء رحم بجاى نياورند بلكه دشمنى كنند وآزار رسانند .
5333
ربّ صديق حسود .
بسا دوست حسودى . مراد اينست كه رشك وحسد امريست كه بسيارست كه دوست نيز نسبت بدوست خود مىدارد ، واين كه با وجود دوستى كسى أيمن نبايد بود از أو ، ممكن است كه باعتبار رشك وحسدى كه مىبرد اذيّتى رساند .
5334
ربّ بعيد أقرب من كلّ قريب .
بسا دورى كه نزديكتر باشد از هر نزديكى ، بسبب خلوص محبت ودوستى كه داشته باشد واحسانها كه نمايد .
5335
ربّ عشير غير حبيب .
بسا آميزش كنندهء كه بوده باشد غير دوست . غرض اينست كه چنين نيست