تا خجل ومنفعل شود وپشيمان شود از آن وزيادة برين عقوبت أو در كار نباشد بلكه خوب نباشد .
5343
ربّ موهبة خير منها الفجيعة .
بسا بخششى كه بهتر باشد از آن مصيبت ، مثل بخششى كه از روى منت زياد باشد ، يا از شخص پست مرتبهء دنى باشد .
5344
ربّ جرم اغنى عن الاعتذار عنه الاقرار به .
بسا گناهى كه بي نياز سازد از عذر گفتن از آن اقرار بآن ، يعنى بسيار گناهى باشد كه كسى نسبت بكسى كه بكند همين كه اقرار كند بآن آن كس أو را معذور دارد ومحتاج نشود بعذر گفتن از آن ، پس در چنين گناهان بهتر اين است كه آن گنهكار اقرار كند بآن وخود را فارغ سازد از عذر گفتن ، يا اين كه بسيار گناهى باشد كه كافى باشد در عذر گفتن از آن همين كه صاحب آن اقرار كند بآن ، پس همين كه اقرار كند بآن بايد معذور داشت أو را وفارغ ساخت از عذر گفتن از براي آن .
5345
ربّ كبير من ذنبك تستصغره « 1 » .
بسا بزرگى از گناه تو كه كوچك شمارى تو آن را .
5346
ربّ صغير من عملك تستكبره « 2 » .
بسا كوچكى از عمل تو كه بزرگ شمارى تو آنرا . مراد از اين دو فقره مذمّت
هامش
( 1 ) نظير اين فقره است كلامي كه آن حضرت عليه السّلام بمردى كه از أو درخواسته است كه موعظهاش فرمايد فرموده مصدّرا باين عبارت : « لا تكن ممّن يرجو » تا آنكه فرموده : « يستعظم من معصية غيره ما يستقلّ أكثر منه من نفسه ويستكثر من طاعته ما يحقره من طاعة غيره » ونيز در آن عبارت فرموده : « يخاف على غيره بأدنى من ذنبه ويرجو لنفسه بأكثر من عمله » ( رجوع شود بمجلّد چهارم شرح ابن أبي الحديد بر نهج البلاغة چاپ أول مصر ، ص 314 ) .
( 2 ) نظير اين فقره است كلامي كه آن حضرت عليه السّلام بمردى كه از أو درخواسته است كه موعظهاش فرمايد فرموده مصدّرا باين عبارت : « لا تكن ممّن يرجو » تا آنكه فرموده : « يستعظم من معصية غيره ما يستقلّ أكثر منه من نفسه ويستكثر من طاعته ما يحقره من طاعة غيره » ونيز در آن عبارت فرموده : « يخاف على غيره بأدنى من ذنبه ويرجو لنفسه بأكثر من عمله » ( رجوع شود بمجلّد چهارم شرح ابن أبي الحديد بر نهج البلاغة چاپ أول مصر ، ص 314 ) .