تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦

5309

ربّ لسان اتى على انسان . بسا زبانى كه بيايد بر آدميى . يعنى سبب كشته شدن آدميى شود يا رسيدن آسيبى باو ، پس آدمي در هر سخن كه خواهد بگويد بايد نيك تأمّل كند كه مبادا چنين باشد واز آن ضررى باو يا بديگرى برسد « 1 » .

5310

ربّ خوف يعود بالأمان . بسا خوفي باشد كه برگردد بايمنى ، مراد تسلى آدمي است واين كه در خوفها پر غمگين نبايد بود گاه باشد كه خير در آن باشد وسبب ايمنى گردد .

5311

ربّ طمع كاذب لامل غائب « 2 » . بسا طمع دروغى از براي اميد غائبى يعنى اميدى كه هرگز حاضر نشود وحاصل نگردد ومراد اينست كه : طمعها بسيار چنين باشد پس حريص بر آنها نبايد بود .

5312

ربّ رجاء خائب لامل كاذب . بسا اميد نوميدى از براي آرزوى دروغى ، غرض از اين بر قياس فقرهء سابق اينست كه : بسيار اميدها باشد كه نوميد شوند واز براي آرزوئى چند باشند دروغ كه هرگز راست نشوند وبعمل نيايند ، پس فريب آنها نبايد خورد وحريص در سعى از براي آنها نبايد بود .

5313

ربّ حرب جنيت من لفظة . بسا حربي كه چيده شود از يك لفظي . يعنى ثمرهء يك سخنى باشد وبسبب آن روى دهد ، و « حرب » بفتح حاء وسكون راء هر دو بىنقطه بمعنى جنگ است وبفتح
هامش
( 1 ) در همهء نسخ : « نرسد » وهر يك بتوجيهى درست است ومتن بهتر بنظر مىآيد . ( 2 ) كذا در نسخ وقويّا محتمل است كه مصّحف « خائب » باشد .