مراد خيراتيست كه آدمي پيش فرستد وبماند از براي أو تا بعد ازو بكار أو آيد ، يا احسانى كه پيش كند وعوض آن بعد از آن در دنيا نيز باو برسد ودر بعضي نسخهها « سلب » بجاى « سلف » است وبنا بر اين ترجمه اينست كه : بسار بودن مال وبغارت بردن آن باشد كه برگردد خلفي يعنى نفعي از براي أو بعد از آن در دنيا يا آخرت يا هر دو ، وعبارت بنا بر نسخهء اوّل لطيف ترست .
5300
ربّ عالم قتله علمه .
بسا عالمي كه بكشد أو را علم أو . مراد عالمي است كه عمل نكند بعلم خود وبا وجود علم گناهى را بكند كه سبب هلاكت أو شود در آخرت ، واگر عالم نمىبود وميكرد أو را از روى جهل ، بخشيده مىشد بسبب عذر جهالت .
5301
ربّ جاهل نجاته جهله .
بسا جاهلي كه نجات أو جهل أو باشد يعنى بسبب جهل نجات يافته باشد از عقاب ، باين كه كرده باشد گناهى را كه حق تعالى جاهل را در آن بسبب جهل أو معذور دارد وعالم را معذور ندارد .
5302
ربّ حريص قتله حرصه .
بسا حريصى كه بكشد أو را حرص أو ، مثل آنانكه حرص زيادة داشته باشند بر طلب دنيا ، چه بسيار باشد كه آن سبب هلاكت اخروى ايشان گردد بلكه دنيوي نيز .
5303
ربّ كلام جوابه السّكوت .
بسا كلامي باشد كه جواب آن خاموشى باشد ، مثل سخنان ابلهان چنانكه مشهورست « 1 » .
هامش
( 1 ) اشاره بمثل « السّكوت جواب الأحمق » است يعنى « جواب ابلهان خاموشى است » .