تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 553

مساهمون:

ص٥٥٣
بسا ايستاده بنمازى در شبها يا مطلق كه ايستادن أو از براي أو ثمرهء نداشته باشد بغير تعب ورنجى كه بكشد باعتبار همان كه مذكور شد در روزه در فقرهء سابق .

6957

كم من مؤمّل ما لا يدركه . بسا اميد دارندهء چيزى را كه در نيابد آنرا ، پس فريب اميد نبايد خورد .

6958

كم من بان ما لا يسكنه . بسا بنا كنندهء آنچه را ننشيند در آن ، پس حريص در آن نبايد بود .

6959

كم من جامع ما سوف يتركه . بسا جمع كنندهء چيزى را كه بعد از آن وا مىگذارد آن را ، يعنى جمع ميكند وبهرهء نمىبرد از آن ووامىگذارد از براي ديگرى ، وهمين تعب وزحمتى از براي أو مىماند ووزر ووبالى اگر در آن باشد ، پس حريص بر جمع مال وأسباب نبايد بود .

6960

كم من منقوص رابح ومزيد خاسر . بسا كم كرده شدهء سود كنندهء ، وزياد كرده شدهء زيان كنندهء ، يعنى بسا كسى كه كم داده شده باشد باو وسود أو در آن باشد باعتبار اين كه صلاح آخرت أو در آن باشد بلكه صلاح دنيا نيز ، وبسا كسى كه زياد داده شده باشد وزيان وخسران كند در آن ، بسبب اين كه باعث طغيان أو شود وارتكاب گناهان .

6961

كم من فقير غنىّ وغنىّ مفتقر . بسا درويش توانگرى وتوانگر درويشى ، « درويش توانگر » مثل درويشى كه قناعت كند به آن چه داشته باشد وطلب نكند از مردم كه آن حقيقت توانگريست ، يا اين كه توانگر باشد بحسب أسباب آخرت ، و « توانگر درويش » مثل توانگرى كه با وجود توانگرى باز در سعى وطلب باشد كه آن حقيقت درويشى است ، يا اين كه درويش باشد بحسب آخرت وتهيدست باشد از أسباب آن .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 553 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)