وساير آنچه از اين قبيل باشد وپس نيندازد چيزى از آنها را بوقت برگشتن ، بسا باشد كه برنگردد .
6936
كم من طالب خائب ومرزوق غير طالب .
بسا طلب كنندهء نوميدى وروزى داده شده طلب نكننده ، غرض اينست كه حريص بر طلب وسعى نبايد بود وروزى وأمثال آن را موقوف بر آن نبايد دانست ، بسيارست كه طلب كننده نوميد مىشود وغير طلب كننده روزى داده مىشود .
6937
كم من شهوة منعت رتبة .
بسا خواهشى كه منع كند رتبهء را ، يعنى رتبهء بلندى را .
6938
كم من حرب جنيت من لفظة .
بسا جنگى كه چيده شود از يك سخنى ، يعنى ثمرهء آن باشد وناشى شود از آن ، پس آدمي در سخن گفتن بايد كه نيك تأمّل كند كه مبادا مفسدهء بر آن مترتّب شود .
6939
كم من صبابة اكتسبت من لحظه .
بسا سوزش عشقى كه كسب كرده شود از نگاه كردنى ، غرض اينست كه ضبط نگاه بقدر مقدور بايد كرد كه مبادا منشأ چنين گرفتارى بشود .
6940
كم من كلمة سلبت نعمة .
بسا كلمهء كه بر بايد نعمتي را ، يعنى باعث زوال آن شود پس تأمّل واحتياط زياد در سخن بايد كرد .
6941
كم من نظرة جلبت حسرة .
بسا نگاه كردنى كه بكشد حسرتي را ، يعنى سبب حسرت خوردنى شود مانند نگاههاى حرام كه سبب حسرت در آخرت شود ، يا نگاهى كه سبب عشقى وگرفتاريى