تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 549

مساهمون:

ص٥٤٩
وساير آنچه از اين قبيل باشد وپس نيندازد چيزى از آنها را بوقت برگشتن ، بسا باشد كه برنگردد .

6936

كم من طالب خائب ومرزوق غير طالب . بسا طلب كنندهء نوميدى وروزى داده شده طلب نكننده ، غرض اينست كه حريص بر طلب وسعى نبايد بود وروزى وأمثال آن را موقوف بر آن نبايد دانست ، بسيارست كه طلب كننده نوميد مىشود وغير طلب كننده روزى داده مىشود .

6937

كم من شهوة منعت رتبة . بسا خواهشى كه منع كند رتبهء را ، يعنى رتبهء بلندى را .

6938

كم من حرب جنيت من لفظة . بسا جنگى كه چيده شود از يك سخنى ، يعنى ثمرهء آن باشد وناشى شود از آن ، پس آدمي در سخن گفتن بايد كه نيك تأمّل كند كه مبادا مفسدهء بر آن مترتّب شود .

6939

كم من صبابة اكتسبت من لحظه . بسا سوزش عشقى كه كسب كرده شود از نگاه كردنى ، غرض اينست كه ضبط نگاه بقدر مقدور بايد كرد كه مبادا منشأ چنين گرفتارى بشود .

6940

كم من كلمة سلبت نعمة . بسا كلمهء كه بر بايد نعمتي را ، يعنى باعث زوال آن شود پس تأمّل واحتياط زياد در سخن بايد كرد .

6941

كم من نظرة جلبت حسرة . بسا نگاه كردنى كه بكشد حسرتي را ، يعنى سبب حسرت خوردنى شود مانند نگاههاى حرام كه سبب حسرت در آخرت شود ، يا نگاهى كه سبب عشقى وگرفتاريى