تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 547

مساهمون:

ص٥٤٧

6925

كم من غنىّ يستغنى عنه . بسا توانگرى كه بىنيازى باشد از أو ، بسبب اين كه خيرى از أو بكسى نرسد .

6926

كم من فقير يفتقر اليه . بسا درويشى كه حاجت باشد بسوى أو ، باين كه إمداد وإعانت مردم كند بقدر مقدور ، يا علمي يا كمال ديگر كه داشته باشد واز آن راه مردم محتاج باشند باو .

6927

كم من نعمة سلبها ظلم . بسا نعمتي كه ربوده باشد آنرا ستمى ، يعنى زايل گردد بسبب ستمى كه صاحب آن كند .

6928

كم من دم سفكه فم . بسا خونى كه ريخته باشد آنرا دهانى ، يعنى ريخته باشد آنرا سخن بىجائى كه صاحب آن گفته باشد ، يا سخنى كه كسى از دشمنى يا بىجا گفته باشد .

6929

كم من انسان أهلكه لسان . بسا آدمي كه هلاك كرده باشد أو را زبانى ، همان مضمون فقرهء سابقست « 1 » .

6930

كم من انسان استعبده احسان . بسا آدمي كه بنده كرده باشد أو را احسانى ، چنانكه مشهورست كه مردمان بندگان احسانند .
هامش
( 1 ) اين چند بيت از وحشى كرمانى در اينجا مناسب است .« زبان بسيار سر بر باد دادست * زبان سر را عدوى خانه زادست » « عدوى خانه خنجر تيز كرده * تو از خصم برون پرهيز كرده » « نشد خاموش كبك كوهسارى * از آن شد طعمهء باز شكارى » « اگر طوطى زبان مىبست در كأم * نه خود را در قفس ديدى نه در دام » « خموشى پرده پوش راز باشد * نه مانند سخن غمّاز باشد »