تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 528

مساهمون:

ص٥٢٨
هر عاقلى اندوهگين است ، يعنى از براي آخرت خود چنانچه در اوّل فصل مذكور شد ، وممكن است كه مراد بفقرهء سابق بقرينهء مقابله با اين فقره اين باشد كه هر جاهلي واله ومدهوش است وغم واندوهى ندارد .

6847

كلّ عافية إلى بلاء . هر عافيتى بسوى بلائيست .

6848

كلّ شقاء إلى رخاء . هر بدبختى بسوى فراخى است ، مراد از اين دو فقرهء مباركه اينست كه عافيتهاى دنيوي چندان چيزى نيست وبه آنها زيادة فرحناك نبايد شد هر عافيتى از آنها نمىشود كه منتهى ببلائى نشود اگر همه مرگ وأهوال عقبات آن باشد وهمچنين بدبختيهاى دنيا وتنگيهاى آنها سهل است نمىشود كه منتهى نشود بفراخى ووسعتى اگر همه در آن نشأه باشد .

6849

كلّ معدود منتقص . هر شمرده شده نقصان پذيرنده است ، يعنى هر چه بشمار در آيد مانند زندگانى ونعمتهاى دنيا كه متناهي است وبشمار در تواند آمد آن نقصان پذيرست ، يعنى چندان چيزى نيست كم شود تا فانى شود ، آنچه بكار آيد زندگانى آن نشأه است كه جاويد وغير متناهيست وبشمار در نيايد وهرگز كمي را بآن راهى نباشد .

6850

كلّ سرور متنغّص . هر شادمانى تيره شونده است يعنى هيچ شادمانى دنيا بي تيرگى وكدورتى نيست كه آميخته باشد بآن يا از عقب آن در آيد .

6851

كلّ جمع إلى شتات .