تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 511

مساهمون:

ص٥١١
أصل لغت « عليل » مىگويند و « معلول » نمىگويند وعلماى متكلمان استعمال آن كرده‌اند ودر بعضي نسخه‌ها « مغلول » بغين نقطه‌دارست وبنا بر آن ترجمه اينست كه : « غلّ كرده شده عقل است » ، يعنى عقل وخرد أو غلّ كرده شده بآن هوا وهوس ودر بند آنها باشد وگرفتار آنها گردد .

6891

قصّر والامل ، وخافوا بغتة الاجل ، وبادروا صالح العمل . كوتاه كنيد اميد را ، وبترسيد از ناگاه رسيدن مرگ ، وپيشى گيريد بعمل صالح .

6792

قلّل المقال وقصّر الآمال . كم كن سخن گفتن را ، وكوتاه كن اميدها را .

6793

قلّل الآمال تخلص لك الاعمال . كم كن اميدها را تا خالص شود از براي تو عملها ، يعنى اگر كم كنى اميدهاى دنيوي را خالص مىشود از براي تو عملها از براي حق تعالى ورضا وخشنودى أو تعالى شأنه .

6794

قيّدوا أنفسكم بالمحاسبة ، واملكوها بالمخالفة . در بند كشيد نفسهاى خود را بمحاسبه ، ومالك شويد آنها را بمخالفت ، يعنى بحساب نفسهاى خود برسيد وآنها را در بند آن داريد ورها مكنيد كه هر چه خواهند بكنند ، ومالك آنها شويد وآنها را مطيع وفرمانبردار خود كنيد باين كه مخالفت هوا وهوس آنها كنيد وفرمان آنها مبريد ، چه هر گاه با نفس چنين سلوك كنيد أو مطيع شما گردد ومالك أو باشيد ، واگر پيرو هوا وهوس أو گرديد أو مالك شما شود وهر روز هوا وهوس تازهء كند وشما را پيوسته مشغول آنها سازد ومانع شود از سعى از براي آخرت .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 511 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)