زشتى حصر بهترست از زخم هذر ، مراد به « حصر » بفتح حاء وصاد هر دو بىنقطه عاجزى در سخن گفتن است ، و « هذر » بفتحها وذال نقطهدار بمعنى كلام بسيار ردىّ است يا كلام ساقط باطل ، ومراد اينست كه : عاجزى در سخن گفتن هر چند زشت است باز بهترست از هذر كه شنونده را مجروح وزخمى ميكند چه زشتى آن كمتر از زخم اينست .
6803
قاوم الشّهوة بالقمع لها تظفر .
بايست با خواهش بكوبيدن مر آنرا تا فيروزى يأبى ، يعنى بايست بجنگ با هوا وهوس ، وبكوب آنرا تا فيروزى يأبى بسعادت ونيكبختى .
6804
قدّموا بعضا يكن لكم ، ولا تخلّفوا كلّا فيكون عليكم .
پيش فرستيد بعضي را تا بوده باشد از براي شما ، ووامگذاريد پس از خود همه را پس بوده باشد بر شما . يعنى بعضي از أموال خود را پيش فرستيد از براي آخرت بصرف كردن در وجوه خير تا بوده باشد آن از براي شما ، يعنى سود دهنده از براي شما ، ومگذاريد همه را پس از خود پس بوده باشد آن بر شما ، يعنى زيان وخسران بر شما .
6805
قارن أهل الخير تكن منهم ، وباين أهل الشّرّ تبن عنهم .
همراه باش با أهل خير تا بوده باشى از ايشان ، وجدائى كن از أهل شرّ تا جدا شوى از ايشان ، يعنى اگر همراهى كنى با أهل خير تو نيز از ايشان باشى ، واين يا باعتبار اينست كه صحبت ايشان اثر ميكند در أو وأو را نيز از أهل خير ميكند ، ويا باعتبار اين كه حق تعالى از روى تفضل بمجرّد همراهى أو با أهل خير أو را نيز از أهل خير مىشمارد وبا ايشان محشور ميكند .
6806
قصّر الامل فانّ العمر قصير ، وافعل الخير فانّ يسيره كثير .