تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤

5213

رحم اللّه عبدا سمع حكما فوعى ، ودعى إلى رشاد فدنى ، واخذ بحجزة هاد فنجا . بيامرزد خدا بندهء را كه بشنود حكمي را پس حفظ كند ، وخوانده شود بسوى راه حقي پس نزديك گردد ، وفرا گيرد حجزهء راه نمايندهء را پس نجات يابد ، مراد به « حكم » حكمي است از احكام شرع ومراد به « حفظ آن » حفظ آنست از براي عمل كردن بآن يا نقل كردن بديگران ، و « فرا گيرد حجزهء راه نمايندهء را » يعنى بدامن أو چنگ بزند واز علم أو استفاده كند وچنانكه أو راهنمائى ميكند عمل نمايد ، وأصل معنى « حجزه » بند ازار وازار بستنگاه است امّا « اخذ بحجزه » بمعنى تمسك واعتصام ميباشد .

5214

رحم اللّه امرأ علم انّ نفسه خطاه إلى اجله فبادر عمله وقصّر امله . بيامرزد خدا مردى را كه بداند كه نفسهاى أو گامهاى اوست بسوى اجل أو ، پس تعجيل كند عمل خود را ، وكوتاه كند اميد خود را .

5215

رحم اللّه رجلا رأى حقّا فاعان عليه ، ورأى جورا فردّه وكان عونا بالحقّ على صاحبه . بيامرزد خدا مردى را كه ببيند حقي را پس يارى كند بر آن ، وببيند ستمى را پس بر گرداند آنرا ، وبوده باشد يارى كنندهء بحقّ بر صاحب خود يعنى بر مصاحب ودوست خود .

5216

رحم اللّه امرأ بادر الاجل واكذب الامل واخلص العمل . بيامرزد خدا مردى را كه پيشى گيرد بر اجل ، ودروغگو داند اميد را ، وخالص