5213
رحم اللّه عبدا سمع حكما فوعى ، ودعى إلى رشاد فدنى ، واخذ بحجزة هاد فنجا .
بيامرزد خدا بندهء را كه بشنود حكمي را پس حفظ كند ، وخوانده شود بسوى راه حقي پس نزديك گردد ، وفرا گيرد حجزهء راه نمايندهء را پس نجات يابد ، مراد به « حكم » حكمي است از احكام شرع ومراد به « حفظ آن » حفظ آنست از براي عمل كردن بآن يا نقل كردن بديگران ، و « فرا گيرد حجزهء راه نمايندهء را » يعنى بدامن أو چنگ بزند واز علم أو استفاده كند وچنانكه أو راهنمائى ميكند عمل نمايد ، وأصل معنى « حجزه » بند ازار وازار بستنگاه است امّا « اخذ بحجزه » بمعنى تمسك واعتصام ميباشد .
5214
رحم اللّه امرأ علم انّ نفسه خطاه إلى اجله فبادر عمله وقصّر امله .
بيامرزد خدا مردى را كه بداند كه نفسهاى أو گامهاى اوست بسوى اجل أو ، پس تعجيل كند عمل خود را ، وكوتاه كند اميد خود را .
5215
رحم اللّه رجلا رأى حقّا فاعان عليه ، ورأى جورا فردّه وكان عونا بالحقّ على صاحبه .
بيامرزد خدا مردى را كه ببيند حقي را پس يارى كند بر آن ، وببيند ستمى را پس بر گرداند آنرا ، وبوده باشد يارى كنندهء بحقّ بر صاحب خود يعنى بر مصاحب ودوست خود .
5216
رحم اللّه امرأ بادر الاجل واكذب الامل واخلص العمل .
بيامرزد خدا مردى را كه پيشى گيرد بر اجل ، ودروغگو داند اميد را ، وخالص