بيامرزد خدا مردى را كه بگرداند صبر را شترسوارى زندگانى خود ، وپرهيزگارى را ذخيرهء وفات خود يعنى هميشه در أوقات زندگانى ملازم صبر باشد واز آن جدا نشود كه گويا سوار بر آنست ، ومعنى « گردانيدن پرهيزگارى ذخيرة وآماده شدهء از براي وفات » ظاهرست .
5209
رحم اللّه امرأ بادر الاجلّ ، وأحسن العمل لدار اقامته ومحلّ كرامته .
بيامرزد خدا مردى را كه پيشى گيرد بر اجل ، ونيكو كند عمل را ، از براي سراى أقامت خود ومحلّ كرامت خود . مراد به « پيشى گرفتن بر اجل » اينست كه تهيهء آخرت خود را پيش از رسيدن اجل بكند وتأخير در آن نكند كه مبادا يك بار اجل در رسد وديگر فرصت آن نيابد .
5210
رحم اللّه امرأ قصّر الامل ، وبادر الاجل ، واغتنم المهل ، وتزوّد من العمل .
بيامرزد خدا مردى را كه كوتاه كند اميد را ، وپيشى گيرد بر اجل ، وغنيمت شمارد مهلت را ، وتوشه بر گيرد از عمل . معنى « پيشى گرفتن بر اجل » در شرح فقرهء سابق مذكور شد وباقي محتاج ببيان نيست .
5211
رحم اللّه امرأ اغتنم المهل ، وبادر العمل ، واكمش من وجل .
بيامرزد خدا مردى را كه غنيمت شمارد مهلت را ، وتعجيل كند عمل را ، ودامن بر ميان زند از ترس . يعنى جدّ وجهد كند در طاعات وعبادات از ترس خداى عزّ وجلّ .
5212
رحم اللّه امرأ غالب الهوى وأفلت من حبائل الدّنيا .
بيامرزد خدا مردى را كه غلبه كند بر هوا وهوس ورهائى يابد از دامهاى دنيا .