تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
باعتبار كثرت أعوان وأنصار ومانند آنها .

6632

قد يسلم المغرّر . گاه سالم مىماند فريب خورده شده ، يعنى گاه هست كه كسى را فريب مىدهند وبر كارى مىدارند وآخر آن از براي أو درست مىنشيند ومصلحت أو در آن باشد .

6633

قد تعمّ الأمور . گاه عامّ ميباشد چيزها ، يعنى أموري كه واقع مىشود گاه هست كه عامّ است وشامل أكثر مردم باشد مثل تنگيها وسختيها يا وسعتها وفراخيها كه در بعضي سألها عامّ باشد ودر أكثر بلاد باشد ، وهمچنين فتنه‌ها وآشوبها كه در بعضي أعصار عامّ باشد وأمنيت وآرميدگى در بعضي ، واين بنا بر اينست كه « تعمّ » بعين بي نقطه باشد ، ودر بعضي نسخه‌ها بغين نقطه‌دارست وبنا بر اين ممكن است كه « تغمّ » بصيغهء معلوم از باب افعال باشد وترجمه اين باشد كه گاهى بغم مىاندازد كارها يعنى چنين مىشود كه هر چه اين كس ميكند باعث اندوه وغم أو مىشود ، وممكن است كه « تغمّ » بصيغهء مجهول مجرّد باشد ومعنى اين باشد كه : گاهى پوشيده مىشود كارها يعنى چنين مىشود كه كار درست پوشيده مىشود ونمىتوان دانست كه چه بايد كرد .

6634

قد يتنغّص السّرور . گاه هست يا بسيارست كه تيره ومكدّر مىشود شادمانى ، يعنى آميخته مىگردد بغم واندوه يا مبدّل مىشود بآن .

6635

قد تكذب الآمال . گاه هست يا بسيارست كه دروغ مىگويد اميدها ، يعنى بعمل نمىآيد پس فريب آنها نبايد خورد .

6636

قد تخدع الرّجال .