تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
گاه هست كه نصيحت ميكند غير صاف ، غرض أزين دو فقره اينست كه در هر نصيحتى خوب تأمّل بايد كرد وديد كه صلاح در آنست يا نيست وبمجرّد اين كه كسى را دوست خود دانيد وطلب نصيحت ازو كنيد يا أو را ناصح دانيد اعتماد بر نصيحت أو مكنيد ، گاه هست كه از براي غرضى غشّ وناصافى ميكند وبمجرّد اين كه كسى را با خود صاف ندانيد نصيحت أو را ردّ مكنيد گاه هست كه در آن نصيحت از براي غرضى خالص است .

6625

قد يستقيم المعوج . گاهى راست مىشود كج شده ، يعنى گاه هست كه تدبير يا كارى كه كج شده باشد وغلط شده باشد راست مىشود وخير وصلاح در آن اتّفاق مىافتد .

6626

قد يستظهر المحتجّ . بتحقيق كه قوى پشت مىگردد صاحب حجت وبرهان يعنى كسى كه أو را بر أمرى حجت وبرهاني باشد قوى پشت مىگردد در آن وأيمن مىگردد از فساد آن . وممكن است كه مراد به « محتجّ » [ محتجّ عليه ] باشد يعنى غلبه كرده شده بر أو ومعنى اين باشد كه گاه هست يا بسيارست كه قوى پشت مىگردد غلبه كرده شده بر أو يعنى اين كه مغلوب بر گردد وغالب شود واين معنى أنسب است بفقرهء سابق .

6627

قد أصاب المسترشد . بتحقيق كه درست كرده طلب راه راست نماينده يعنى كسى كه مشورت كند با مردم در كارها وطلب راه راست نمايد از ايشان در آنها .

6628

قد أخطأ المستبدّ . بتحقيق كه خطا كرده منفرد يعنى كسى كه منفرد ومستقلّ برأي خود باشد ومشورت نكند با مردم در كارها ، يا مباحثه نكند با علما در مسائل دقيقه .