وممكن است كه « نفس » بفتح فاء خوانده شود نه بسكون آن ومراد اين باشد كه در هر نفس مردنى است ، يعنى احتمال مردنى باشد پس هرگز غافل از آن نبايد بود بنا بر اين همان مضمون « في كلّ لحظة اجل » است كه بعد از اين نقل شده .
6456
في كلّ وقت فوت .
در هر وقتي فوتى است ، يعنى فوت قدرى از عمر در آن باشد پس قدر آن را بايد دانست وضايع نبايد كرد ، يا اين كه در هر وقتي فوت فرصتى باشد كه وقت آن سابق بر آن بود پس در هر وقتي فرصت را نبايد از دست داد ، گاه باشد كه بعد از آن وقت فوت آن باشد .
6457
في كلّ لحظة اجل .
در هر نگاه كردنى اجلى است ، يعنى هر لحظه احتمال رسيدن اجلى باشد پس غافل نبايد بود وهميشه در تهيهء آن وتدارك توشهء از براي آن بايد بود .
6458
في كلّ وقت عمل .
در هر وقتي عملي است ، يعنى كار خيرى باشد كه در آن وقت توان كرد از واجبيها وسنتيها اگر همين ذكر خدا باشد پس هيچ وقتي را بعبث نبايد گذرانيد .
6459
في كلّ نظرة عبرة .
در هر نگاه كردنى عبرتي است ، يعنى عبرتي از آن توان گرفت .
6460
في كلّ تجربة موعظة .
در هر آزمايشى پندى است ، يعنى پندى از آن توان گرفت .
6461
في كلّ اعتبار استبصار .
در هر عبرت گرفتنى بينايئى است ، يعنى بينائى حاصل شود .