است كه حقّ را واجب ولازم كنند وديگر شبههء در آن نماند ، ومراد به « بر گرديده شدههاى باطلها » باطلهاست كه بسبب شبههها بر گردانيده شدهاند از صورت خود وبصورت حق در آمدهاند ، وممكن است كه « موجبات » بفتح جيم خوانده شود بصيغهء اسم مفعول ومراد بآن حقها باشد كه ثابت كرده شده وقرار داده شدهاند در جاهاى خود واز مواضع خود بدر نرفتهاند ، يا اين كه بحسب عقل ويا شرع واجب گردانيده شدهاند .
6155
عليكم بلزوم الدّين والتّقوى واليقين فهنّ أحسن الحسنات وبهنّ ينال رفيع الدّرجات .
فرا گيريد لازم بودن دين وپرهيزگارى ويقين را ، پس آنها بهترين حسناتاند ، وبه آنها رسيده مىشود بلند پلهها ، يعنى به آنها مردم بدرجههاى بلند مىرسند .
6156
عليكم بلزوم العفّة والأمانة فانّهما اشرف ما اسررتم ، وأحسن ما اعلنتم ، وأفضل ما ادّخرتم .
فرا گيريد لازم بودن پرهيزگارى وامين بودن را ، پس بدرستى كه آنها شريفتر چيزيست كه نهان كنيد ، ونيكوتر چيزيست كه آشكار نمائيد ، وافزونتر چيزيست كه ذخيرة كنيد .
6157
عليكم بهذا القرآن ، احلّوا حلاله ، وحرّموا حرامه ، واعملوا بمحكمه ، وردّوا متشابهه إلى عالمه ، فانّه شاهد عليكم ، وأفضل ما به توسّلتم .
لازم باشيد اين قرآن را ، حلال گردانيد حلال آنرا ، وحرام گردانيد حرام آنرا ، وعمل كنيد بمحكم آن ، وبر گردانيد متشابه آنرا بسوى عالم آن ، پس