تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
كرده شده‌هاى احسان يعنى احسانها كه كرده شده باشد بمردم روان ميكند نعمت را ، ودفع ميكند بلا را .

5841

صحبة الأحمق عذاب الرّوح « 1 » . مصاحبت أحمق يعنى كم عقل عذاب روح است .

5842

صحبة الولىّ اللّبيب حياة الرّوح . مصاحبت دوست عاقل زندگانى روح است .

5843

صلة الرّحم من أحسن الشّيم . صلّ رحم يعنى پيوستن با خويش ونبريدن از أو از نيكوترين خصلتهاست .

5844

صلة الرّحم منماة للعدد مثراة للنّعم . صلهء رحم محلّ فزايش است مر عدد را ، ومحلّ افزونيست مر نعمتها را . يعنى سبب فزايش عدد أولاد وقوم وقبيله مىشود ، وسبب افزونى نعمتها مىگردد . وممكن است كه « منماة » و « مثراة » هر دو مصدر ميمى باشند بمعنى افزونى يا بكسر ميم خوانده شوند بمعنى آلت افزونى ، وحاصل هر سه « 2 » يكيست .

5845

صلة الرّحم تسوء العدوّ وتقى مصارع السّوء . صلهء رحم اندوهگين مىسازد دشمن را ، ونگاه مىدارد از جايگاههاى افتادن
هامش
( 1 ) مناسب مقام است قول حافظ :« چاك خواهم زدن اين دلق ريائى چه كنم * روح را صحبت ناجنس عذابيست أليم »( 2 ) معنى اوّل كه شارح ( ره ) ذكر كرد مبنى بر آنست كه « منماة » و « مثراة » هر دو اسم مكان باشند پس دو معنى أخير كه بر آن علاوة شود سه احتمال خواهد بود .