بدترين خصلتها تكبرست ، چنانكه مكرّر مذكور شد وأحاديث ديگر نيز در ذمّ آن بسيارست .
5727
شرّ الأشرار من يتبجّح بالشّرّ .
بدترين بدان كسيست كه شاد گردد ببدى يعنى ببدى كه بكند يا ببدى كه ديگرى نيز بكند .
5728
شرّ الشّيم الكذب « 1 » .
بدترين خويها دروغگوئيست .
5729
شرّ ما ضيّع فيه العمر الّلعب « 2 » .
بدترين آنچه ضايع كرده شود در آن عمر بازيست ، يعنى مشغول شدن ببازيها بلكه هر كارى كه سودى بر آن مترتّب نشود .
5730
شرّ اخوانك الغاشّ المداهن .
بدترين برادران تو غشّ كنندهء مداهنه كننده است يعنى آنكه غشّ كند با تو وعيب ترا بتو نگويد چنانكه چند فقره قبل از اين مذكور شد .
5731
شرّ النّوال ما تقدّمه المطل وتعقّبه المنّ .
بدترين عطا آنست كه پيشى گرفته باشد آنرا پس انداختن ، واز پى آن در آيد منت گذاشتن يعنى پيش از دادن تأخير شود در آن وزود داده نشود ، يا اين كه وعدهء
هامش
( 1 ) بهتر آن بود كه شارح ( ره ) نظر بازدواج آخر اين دو فقره هر يك از دو كلمهء « كذب » و « لعب » را بر وزن « كتف » بخواند ، زيرا « كذب » بر وزن « كتف » بمعنى دروغ است وهمچنين « لعب » بر آن وزن بمعنى بازيست ليكن چنانكه ملاحظه مىشود شارح ( ره ) كلمهء اوّل را بر وزن « حبر » ودوّم را بر وزن « فلس » ضبط كرده وبوجهي كه ما گفتيم با آنكه نظر بأمر مذكور بهتر از وجه مزبور در متن است هيچگونه اشارتى نيز نفرموده است .
( 2 ) بهتر آن بود كه شارح ( ره ) نظر بازدواج آخر اين دو فقره هر يك از دو كلمهء « كذب » و « لعب » را بر وزن « كتف » بخواند ، زيرا « كذب » بر وزن « كتف » بمعنى دروغ است وهمچنين « لعب » بر آن وزن بمعنى بازيست ليكن چنانكه ملاحظه مىشود شارح ( ره ) كلمهء اوّل را بر وزن « حبر » ودوّم را بر وزن « فلس » ضبط كرده وبوجهي كه ما گفتيم با آنكه نظر بأمر مذكور بهتر از وجه مزبور در متن است هيچگونه اشارتى نيز نفرموده است .