تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
بدترين قاضيها كسى است كه ظلم باشد حكمهاى أو .

5717

شرّ الامراء من ظلم رعيّته . بدترين امرا كسيست كه ستم كند رعيت خود را ، وممكن است كه « 1 » « ظلم » بصيغهء مجهول خوانده شود وترجمه اين باشد كه : بدترين امرا كسيست كه ستم كرده شود رعيت أو ، واين أعمّ باشد از اين كه أو خود ستم كند ، يا ديگرى ستم كند وأو دفع ستم أو نكند .

5718

شرّ الأمور أكثرها شكّا . بدترين كارها آنست كه بيشتر باشد شكّ آن ، يعنى شكّ در صحت وخوبى وسلامت عاقبت آن .

5719

شرّ الرّوايات أكثرها افكا . بدترين حكايتها آنست كه بيشتر باشد دروغ آن .

5720

شرّ الفقر المنى . بدترين درويشى آرزوهاست ، [ زيرا كه آرزوها هر چند با توانگرى باشد باعث كمال فقر وحاجت مىشود وغم واندوه آن زيادة است از غم واندوه بىچيزى . وممكن است ، كه ترجمه اين باشد كه بدى درويشى آرزوهاست « 2 » ] پس اگر كسى با درويشى راه آرزوها بخود ندهد درويشى أو را بدى نباشد .

5721

شرّ المحن حبّ الدّنيا . بدترين محنتها دوستى دنياست .

5722

شرّ الفقر فقر النّفس .
هامش
( 1 ) از « وممكن است » تا آخر عبارت در نسخهء أصل نيست . ( 2 ) عبارت ميان دو قلّاب در نسخهء أصل مخطوط بخط شارح ( ره ) نيست .