بدترين قاضيها كسى است كه ظلم باشد حكمهاى أو .
5717
شرّ الامراء من ظلم رعيّته .
بدترين امرا كسيست كه ستم كند رعيت خود را ، وممكن است كه « 1 » « ظلم » بصيغهء مجهول خوانده شود وترجمه اين باشد كه : بدترين امرا كسيست كه ستم كرده شود رعيت أو ، واين أعمّ باشد از اين كه أو خود ستم كند ، يا ديگرى ستم كند وأو دفع ستم أو نكند .
5718
شرّ الأمور أكثرها شكّا .
بدترين كارها آنست كه بيشتر باشد شكّ آن ، يعنى شكّ در صحت وخوبى وسلامت عاقبت آن .
5719
شرّ الرّوايات أكثرها افكا .
بدترين حكايتها آنست كه بيشتر باشد دروغ آن .
5720
شرّ الفقر المنى .
بدترين درويشى آرزوهاست ، [ زيرا كه آرزوها هر چند با توانگرى باشد باعث كمال فقر وحاجت مىشود وغم واندوه آن زيادة است از غم واندوه بىچيزى .
وممكن است ، كه ترجمه اين باشد كه بدى درويشى آرزوهاست « 2 » ] پس اگر كسى با درويشى راه آرزوها بخود ندهد درويشى أو را بدى نباشد .
5721
شرّ المحن حبّ الدّنيا .
بدترين محنتها دوستى دنياست .
5722
شرّ الفقر فقر النّفس .
هامش
( 1 ) از « وممكن است » تا آخر عبارت در نسخهء أصل نيست .
( 2 ) عبارت ميان دو قلّاب در نسخهء أصل مخطوط بخط شارح ( ره ) نيست .