4184
بالوقار تكثر الهيبة .
بسبب وقار زياد مىشود هيبت ، يعنى سنگين بودن وسبكىنكردن در سخنگفتن وساير أحوال باعث اين مىشود كه هيبت اين كس نزد مردم بسيار شود وانديشه نمايند از أو وسبكى با أو سلوك نكنند .
4185
بالحلم تكثر الأنصار .
بحلم وبردبارى بسيار مىشود مددكار ، چه ظاهرست كه حلم وبردبارى باعث محبت ودوستى مردم مىشود ، وهرگاه دوست گردند يار ومدد كار باشند .
4186
بالهدى يكثر الاستبصار .
براه راست يافتن بسيار مىشود بينائى ، يعنى هرگاه كسى در دين بلكه در هر باب راه راست يافت بسيار مىشود بينائى أو در أمور متعلقه بآن ، بخلاف كسى كه راه راست نيافته باشد در باب مطلبي ، كه أو هر چند سعى كند بينائى أو را در آن باب حاصل نشود بلكه بسيار باشد كه باعث زيادتى دورى وگمراهى أو گردد .
4187
بالايثار يسترقّ الأحرار .
بجود وبخشش ببندگى در آورده مىشود آزادگان ، يعنى بسبب جود وبخشش آزادگان مطيع وفرمانبردار اين كس گردند مانند بندگان .
4188
بالاحسان يستعبد الانسان .
باحسان بنده كرده مىشود آدمي ، اين بمنزله تأكيد فقره سابق است .
4189
بالمنّ يكدّر الاحسان .
بسبب منتگذاشتن تيره ومكدّر مىگردد احسان چنانكه مكرّر مذكور شد وعقل وشرع دو شاهد عدلند بر آن .