4037
إذا حلّت المقادير بطلت التّدابير .
هرگاه فرود آيد تقديرهاى حق تعالى باطل شود تدبيرها ، يعنى هيچ چاره وتدبير از براي رفع آن نتواند كرد واين همان مضمون « إذا نزل القدر بطل الحذر » است كه چند فقره قبل از اين مذكور وشرح شد .
4038
إذا قلّت المقدرة كثر التعلل بالمعاذير .
هرگاه كم شود مقدرت بسيار شود بهانه جوئى بعذرها ، « مقدرت » بفتح ميم وسكون قاف وضمّ دال وفتح آن وكسر آن بمعنى توانگريست وبمعنى قوّت وتوانايى ، ومراد اين است كه هرگاه توانگرى كسى يا توانايى أو كم باشد بسيار مىشود بهانه جستن أو در ترك جود وبخشش وندادن چيزى كه از أو طلب شود بعذرها يعنى حال خود را اظهار نمىكند وعذرها از براي آن مىگويد كه أو را بسبب آنها معذور دارند وغرض اينست كه هرگاه كسى را ببينيد كه از براي اين معنى عذرى گويد هر چند بحسب ظاهر عذر أو موجه نباشد أو را معذور داريد وملامت مكنيد گاه باشد كه از راه كمي مقدرت أو باشد ونخواهد كه آن را بر مردم ظاهر كند پس متوسل شود بعذرهاى ديگر ، وممكن است كه غرض مذمت كمي مقدرت واين كه آدمي با آن محتاج مىشود ببهانه جستن بعذرها ، پس كسى كه مقدرت أو كم نباشد بايد كه شكر آن بكند وغنيمت داند آن را . وممكن است كه مراد اين باشد كه هرگاه مقدرت كسى كم باشد بسيار مىشود از براي أو توسل بعذرها يعنى بسيار شود راههاى عذر از براي أو كه حق تعالى أو را بسبب آنها از تقصير در بعضي تكاليف معذور دارد ومؤاخذه ننمايد بخلاف كسى كه مقدرت أو كم نباشد كه از براي أو راه عذرى در تقصيري كه كند نماند .
4039
إذا ابيضّ اسودك مات أطيبك .