1887
المرأة شرّ كلّها وشرّ منها أنّه لا بد منها .
زن بد است همهء آنها ، وبدتر از أو اين كه ناچار است از أو ، مراد بهمهء آنها أكثر آنهاست واگر نه در خوبى بعضي زنان سخنى نيست .
1888
الشّهوات آفات قاتلات وخير دوائها اقتناء الصّبر عنها .
خواهشها وآرزوها آفتهائىاند كشندهها يعنى هلاك كنندهها در آخرت وبهترين دواى آنها كسب كردن صبرست از آنها .
1889
الحسد داء عياء لا يزول إلّا بهلك الحاسد أو موت المحسود .
رشك مرضى است كه به نشود وزايل نشود مگر بهلاك شدن رشك برنده يا مردن كسى كه رشك بر اوست ، مراد اين است كه أكثر اين است كه به نشود وزايل نشود مگر باين نحو واگر نه زايل كردن حسد از خود بتأمّل وتفكّر در مفاسد آن وعدم ترتّب نفعي بر آن ممكن است چنانكه در كتب اخلاق بيان كردهاند هر چند بغايت دشوار است ، واگر ممكن نبودى مذمّت آن وعقاب بر آن معقول نبودى وأيضا بزوال نعمت از محسود نيز زايل شود پس بايد كه كلام بر غالبي واكثرى حمل شود .
1890
الذّنوب الدّاء والدّواء الاستغفار والشّفاء ان لا تعود .
گناهان بيماريند يعنى بيمارى روحاني ، ودواى آنها استغفار وطلب آمرزش است ، وشفاى از آنها اين است كه ديگر عود نكنى بگناه .
1891
الحسد يأكل الحسنات كما تأكل النّار الحطب .
رشك مىخورد اعمال نيكو را چنانكه مىخورد آتش هيمه را يعنى حبط وباطل ميكند آنها را .
1892
الصّبر صبران صبر على ما تكره وصبر عمّا تحبّ .
صبر دو صبر است ، صبر بر آنچه ناخوش دارى وصبر از آنچه دوست دارى