نور ديده شود بعضي از آنها ، گشوده شود بعضي ديگر از آنها وظاهر گردد ، مراد اين است كه تمام مردم بترتيبى كه موجود ميشوند مقدّر شده كه چنان موجود شوند وزيادة وكمي در آن نرود وبمنزلهء طومارى است كه در آن صورتها كشيده شده وهر قدرى كه پيچيده شود آن ودر نور ديده شود ظاهر شود صورتهاى ديگر ، تا تمام شود طومار .
1883
الدّنيا صفقة مغبون والانسان مغبون بها .
دنيا فروخته شده بمغبونى است يعنى بكسى كه زيان كرده باشد در آن خريد وآدمي است كه مغبون است بآن ، يعنى خريده است آن را وزيان كرده در آن .
1884
البخيل يبخل على نفسه باليسير من دنياه ويسمح لورّاثه بكلّها .
بخيل بخل ميكند برخودش باندك چيزى از دنياي خود ، ومىبخشد بوارثان خود تمام دنياي خود را .
1885
المال يرفع صاحبه في الدّنيا ويضعه في الآخرة .
مال بلند مرتبه مىگرداند صاحب خود را در دنيا وپست مرتبه مىگرداند در آخرت ، وقبل از اين مذكور شد كه اين وقتي است كه آدمي بخل كند بآن وحقوق آن را ندهد وامّا اگر حقوق آن را بدهد پس در آخرت نيز بلند مرتبه گردد خصوصا هرگاه خيرات ديگر نيز بكند .
1886
أعمال العباد في الدّنيا نصب أعينهم في الآخرة .
عملهاى بندگان در دنيا برابر چشمهاى ايشان باز داشته مىشود در آخرت ، پس آدمي بايد كه كارى چند كند كه در آن وقت حسرت وندامت نكشد .