1871
المتّقى من اتّقى الذّنوب والمتنزّه من تنزّه عن العيوب .
پرهيزگار كسى است كه بپرهيزد از گناهان ، وپاكيزه كسى است كه پاكيزه باشد از عيبها يعنى صفات بدو افعال ناشايست .
1872
الفكر في الأمر قبل ملا بسته يؤمن الزّلل .
فكر در هر كار پيش از كردن آن أيمن مىسازد از لغزش .
1873
الّطاعة جنّة الرّعيّة والعدل جنّة الدّول .
فرمان بردارى سپر رعيّت است وعدل ودادگرى سپر دولتها ، يعنى هرگاه رعيّت أطاعت حاكم بكنند وفرمان أو ببرند اين سپرى است از براي ايشان جهت دفع بسيارى از ضررها وزيانها ، وصاحبان دولتها اگر عدل ودادگرى كنند اين سپرى است از براي ايشان جهت حفظ دولتهاى ايشان ودفع زوال ونقص از آنها .
1874
الصّبر أن يحتمل الرّجل ما ينوبه ويكظم ما يغضبه .
صبر وشكيبائى اين است كه متحمّل شود مرد مصيبتى را كه برسد باو وجزع نكند در آن ، وفرو خورد آنچه را بخشم آورد أو را وبصدد تلافى وتدارك آن در نيايد .
1875
الصّفح ان يعفو الرّجل عمّا يجنى عليه ويحلم عمّا يغيظه .
درگذشتن اين است كه درگذرد مرد از آنچه گناه كرده مىشود بر أو ، وبردبارى كند از آنچه بخشم مىآورد أو را .
1876
الجزع لا يدفع القدر ولكن يحبط الأجر .
زارى در مصيبتى كه نازل شده باشد دفع نمىكند وبر نمىگرداند تقدير خدا را وليكن تباه ميكند اجر وثواب آن را .