2511
اجعلوا كلّ رجائكم للّه سبحانه ولا ترجوا أحدا سواه فانّه ما رجا أحد غير اللّه تعالى إلّا خاب .
بگردانيد تمام اميد خود را از براي خدا - كه پاك است أو - واميد مداريد كسى را غير از أو پس بدرستى كه اميد نداشت هيچ كسى غير خدا را - كه بلند است مرتبهء أو مگر اين كه نوميد شد .
2512
أفيضوا في ذكر اللّه فانّه أحسن الذّكر .
روان شويد ببسيارى در ياد خدا پس بدرستى كه آن بهترين ذكر است .
2513
اقمعوا نواجم الفخر واقدعوا لوامع الكبر .
بكوبيد يا مغلوب وخوار گردانيد ستارههاى فخر ونازش بخود را يا طلوع كنندهها وظاهر شوندههاى فخر ، را يعنى هر فخرى را كه سرزند از شما وظاهر شود يا أصلها وبيخهاى فخر را ، وباز داريد درخشندههاى تكبّر وسركشى را يعنى نگذاريد كه تكبّر وسركشى در شما ظاهر ودرخشنده گردد ودر بعضي نسخهها « طرالع » بدل « لوامع » واقع شده وبنا بر اين معنى اين است كه طلوع كنندهها وظاهر شوندههاى تكبّر را ، اطلاق ستاره بر فخر ونازش باعتبار اين است كه طلوع وظهورى دارد مانند ستاره يا باعتبار بلندى وارتفاعى كه صاحب آن از براي خود قرار مىدهد ، « 1 » ودر بعضي نسخهها و « اقرعوا » براء است نه بدال چنانكه ترجمه شده يعنى بكوبيد .
2514
ارغبوا فيما وعد اللّه المتّقين فانّ أصدق الوعد ميعاده .
رغبت كنيد در آنچه وعده كرده است خدا پرهيزگاران را پس بدرستى كه راستترين وعده وعدهء اوست ، ومراد به « رغبت كردن در آن » اين است كه خواهش
هامش
( 1 ) از اينجا تا آخر عبارت فقط در نسخهء كتابخانهء مدرسهء سپهسالار است .