داده باشد ودر « 1 » بعضي نسخهها بدل « الاحسان » « إلى من » « العفو ممّن » واقع شده وبنا بر اين معنى اين است كه : بگردان پاداش نعمت خود را بر تو در گذشتن از كسى كه بد كرده باشد بسوى تو .
2469
ابذل مالك لمن بذل لك وجهه فانّ بذل الوجه لا يوازيه شيء .
عطا كن مال خود را از براي كسى كه بكار برد از براي تو روى خود را پس بدرستى كه بكار بردن رو برابرى نمىكند با آن هيچ چيز ، مراد به « كار بردن رو از براي أو » اين است كه رو بيندازد باو وروى خود را كهنه كند بسبب آن وآبرو را بريزد ، وممكن است كه « بذل » دوّم نيز بمعنى عطا باشد وبمعنى اين باشد كه از براي كسى كه عطا كند از براي تو روى خود را ومراد باين نيز رو انداختن باشد كه مذكور شد ، وممكن است كه « يوازيه » بيا خوانده نشود بلكه « يوازنه » بنون خوانده شود وبنا بر اين معنى اين است كه : هم وزن نيست با آن هيچ چيز .
2470
ابذل معروفك للنّاس كافّة فانّ فضيلة فعل المعروف لا يعدلها عند اللّه سبحانه شيء .
عطا كن يا بكاربر احسان خود را از براي مردمان همگى پس بدرستى كه فضيلت كردن احسان برابرى نمىكند با آن نزد خدا - كه پاك است أو - هيچ چيز .
2471
استشر عدوّك العاقل واحذر رأى صديقك الجاهل .
مشورت كن با دشمن عاقل خود وحذر كن از رأى دوست نادان خود « 2 » زيرا
هامش
( 1 ) از عبارت و « در بعضي نسخهها ( تا آخر ) » فقط در نسخهء كتابخانهء مسجد سپهسالار ذكر شده است .
( 2 ) شبيه باين كلام شريف است آنچه سعدى سروده است :دوستى با مردم دانا نكوست * دشمن دانا به از نادان دوست
دشمن دانا بلندت ميكند * بر زمينت مىزند نادان دوست.