تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 13

مساهمون:

ص١٣
وخواه در باب أمور آخرت ودو قسم يكى بشارتها باشد كه در بيدارى بكسى داده شود وديگرى آنچه در خوابهاى راست داده شود .

1611

الكفّ عمّا في أيدي النّاس أحد السّخائين . باز ايستادن از آنچه در دستهاى مردم است يكى از دو سخاوت وجود است يعنى سخاوت دو قسم است يكى جود وبخشش بمردم وديگر طمع نكردن در آنچه در دست مردم است .

1612

الذّكر الجميل احدى « 1 » الحياتين . ياد نيكو كه از كسى بماند يكى از دو زندگى است يعنى آن هم حكم زندگى حقيقي دارد وبمنزلهء آن است .

1613

البشر أحد العطائين . شكفته روئى يكى از دو بخشش است يعنى شكفته روئى بسائل ومانند آن حكم بخشش چيزى دارد باو وبمنزلهء آن است هر چند چيزى باو ندهد .
هامش
( 1 ) در نسخهء شارح ( ره ) بخط خود وچاپ بمبئي وچاپ صيدا : « أحد » ونظر به آن كه در فقرات آيندهء مشابه باين فقره اختلاف نسخ ميان « أحد » و « احدى » مكرر شده ودر غالب موارد بلكه در همهء آنها بجاى « احدى » كه در چاپ دمشق نوعا همان طور است در نسخهء شارح ( ره ) مانند چاپ صيدا وچاپ بمبئي كلمهء « أحد » ذكر شده بوده است شارح ( ره ) مانند چاپ صيدا وچاپ بمبئي كلمهء « أحد » ذكر شده بوده است شارح ( ره ) بنا بر آنچه در حاشيهء نسخهء كتابخانهء مدرسهء سپه سالار مذكور است گفته : « چون ( أحد ) لفظي است كه بر مذكور ومؤنث وواحد وجمع اطلاق مىشود بنا بر آن در بسيارى از اين فقرات با وجود تأنيث موصوف « أحد » واقع شده ودر همهء آنها « احدى » نفرموده‌اند چنانكه در قرآن مجيد فرموده‌اند :لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ» ودر آخر عبارت « منه سلمّه اللّه » نيز مذكور است جوهري در صحاح گفته « وأما قولهم : ما بالدار أحد فهو اسم لمن يصلح أن يخاطب يستوى فيه الواحد والجمع والمؤنث وقال تعالى : لستن كأحد من النساء وقال :فَما مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حاجِزِينَ» .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 13 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)