تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠

2292

اغتفر زلّة صديقك يزكّك عدوّك . در گذر از لغزش دوست خود تا اين كه حكم بپاكى وخوبى تو بكند دشمن تو ، زيرا كه در گذشتن از گناه را دوست ودشمن همه خوب مىدانند .

2293

احصد الشّرّ من صدر غيرك بقلعه من صدرك . درو كن بدى را از سينهء غير خود بكندن آن از سينهء خود ، زيرا كه كسى كه قصد اين كند كه بدى بكسى نرساند هيچ كس قصد بدى با أو نكند .

2294

ارفع ثوبك فانّه انقى لك واتقى لقلبك وأبقى عليك . بالاگير جامهء خود را ، يعنى چنان كن كه بالا بايستد وپر بلند نباشد كه بزمين بكشد چنانكه در آن وقت متعارف عربان بوده از براي اين كه پاكيزه‌تر است از براي تو وزود كثيف وچركن « 1 » نشود وپرهيزگارتر است از براي دل تو ، زيرا كه دغدغهء خوردن بنجاستى در آن نرود ، وپاينده‌تر است بر تو ، زيرا كه پر بلند كه باشد پا وغير آن آن را بگيرد وزود پاره كند ، ودر بعضي نسخه‌ها اوّل « أتقى » بتاست ، ودوّم « أنقى » بنون ، وبنا بر اين معنى اين است كه « پرهيزگارترست از براي تو وپاكيزه‌تر است از براي دل تو » واز آنچه در شرح آن نسخه ذكر كرديم شرح اين نيز ظاهر مىشود .

2295

اخزن لسانك كما تخزن ذهبك وورقك « 2 » . محكم نگاه دار زبان خود را چنانكه محكم نگاه مىدارى طلاى خود را ودراهم خود را .
هامش
( 1 ) در برهان قاطع گفته : « چركن بكسر أول وثالث چيزى كثيف وزخمى كه پيوسته از آن چرك وريم رود وكناية از مال دنيا هم هست » . ( 2 ) شارح ( ره ) بر روى راء « ورقك » فتحه وبزير آن نيز كسره گذاشته وبر روى آنها « معا » نوشته يعنى هر دو وجه در قرائت آن جايز است .