2296
اغتفر ما أغضبك لما أرضاك .
در گذر از آنچه بخشم آورد ترا از براي آنچه خشنود سازد ترا يعنى آمرزش وخشنودى خداى عزّ وجلّ ، زيرا كه در گذشتن از كسى آنچه بخشم آورد أو را سبب آمرزش وخشنودى حق تعالى مىگردد واين معنى خشنود سازد أو را ، پس اگر كسى در گذرد از آن براي اين مطلب كه خشنود گردد مىتواند بود .
2297
اركب الحقّ وان خالف هواك ، ولا تبع آخرتك بدنياك .
سوار شو بر حق يعنى راستى ودرستى وهر چند بر خلاف خواهش تو باشد ومفروش آخرت خود را بدنياي خود .
2298
اعزف عن دنياك تسعد بمنقلبك وتصلح مثواك .
رغبت بگردان از دنياي خود تا اين كه نيكبخت گردى در بازگشت خود وبصلاح آورى منزل خود را يعنى قبر را يا خانهء آخرت را .
2299
اسمع تعلم واصمت تسلم .
بشنو تا دانا شوى ، وخاموش باش تا بسلامت باشى .
2300
ارهب تحذر ولا تهزل فتحتقر .
بترس يعنى از خداى عزّ وجلّ تا اجتناب كنى يعنى از محرّمات أو ، وبازى مكن پس كوچك شمرده شوى يعنى اگر بازى كنى در نظرها كوچك وحقير گردى .
2301
امح الشّرّ من قلبك تتزكّ نفسك ويتقبّل عملك .
محو كن بدى را از دل خود تا پاكيزه شود نفس تو وقبول شود عمل تو .