1593
الكاظم من أمات اضغانه .
فرو برندهء خشم كسى است كه بميراند كينههاى خود را يعنى همين در آن كافى نيست كه تلافى نكند وانتقام نكشد بلكه بايد كه كينهء أو را هم در دل نگيرد .
1594
المكرو الغلّ مجانبا الايمان .
مكر وغلّ يعنى غشّ يا كينه دورى كنندهاند از ايمان .
1595
المطل والمنّ منكدّا الاحسان .
مطل يعنى پس انداختن وعده ومنّت گذاشتن سخت دو دشوار كنندهء احسانند يعنى احسانى كه با يكى از آنها باشد قبول آن سخت ودشوار باشد وچنين احسانى تباه وفاسد شود .
1596
المؤمن صدوق اللّسان بذول الاحسان .
مؤمن بسيار راست گو زبان وبسيار دهندهء احسان است يعنى مؤمن كامل چنين است يا مؤمن بايد كه چنين باشد .
1597
الصّبر على المصيبة يجزل المثوبة .
شكيبائى بر مصيبت عظيم ميكند ثواب آن را .
1598
الكذب يردى مصاحبه وينجى مجانبه .
دروغ هلاك ميكند مصاحب خود را ورستگار مىگرداند كسى را كه دورى كند از آن .
1599
العسر يشين الاخلاق ويوحش الرّفاق .
پريشانى زشت مىگرداند خصلتها را وبوحشت مىاندازد رفيقان را يعنى باعث اين مىشود كه ديگر با أو انس نگيرند واز أو دورى كنند وغرض بيان بعضي از